تصویری که در روزهای پس از انتخابات در "این خاک تشنه آب است و آبرو... " دیدم عمیقا من را تحت تاثیر قرار داد.تصویری بسیار رمزآلود از زاینده رود که در آن به جای آب مردم و به جای طراوت آتش و دود جاری بود. تصویری که داستان مکبث را برایم تداعی می کرد. اما امروز تصاویری دیگر دریافت کردم که احساسی تقریبا مشابه را در زمینه ای متفاوت برایم ایجاد کرد. تصویر چرای گوسفندان در زاینده رود با عنوان " گزارش تصویری/ به جای آب، گوسفند در زایندهرود جاری شد! " .اگرچه ممکن است خیلی ها موضوع غیرعادی در این عکسها نبینند،اما به نظر من این روزها وقایعی اتفاق می افتد که در خواب هم نمی دیدیم و حتی اگر کسی می گفت در خواب دیده بازهم باورش برایمان دشوار بود. نمی خواهم بگویم "ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد"،چون مدتهاست که آن را دیده ایم و چیز تازه ای نیست. می خواهم بگویم اینها همه شبیه یک فیلم آخرزمانی است.آخرزمان...!
۱۱ شهریور ۱۳۸۸
۱۰ شهریور ۱۳۸۸
پایه های سی و سه پل در کام دستگاه حفار مترو (TBM )
هرچه به مسئولین شهر اصفهان -این تازه به دوران رسیدگان تکنولوژی- گفته شد که مسیر عبور مترو را تغییر دهند گوش ندادند و دهن کجی کردند و امروز هیچکدام از آنها جرات سخن گفتن از فاجعه رخ داده را ندارند.
امروز سایت آفتاب خبر از تخریب سی و سه پل به دلیل انحراف مترو در اصفهان داد. در بخشی از این خبر آمده است:
"در واگن های حفاری مصالح غیر عادی دیده شده است این منبع آگاه در سازمان قطار شهری اصفهان تصریح کرد: دستگاه TBM مورد استفاده در پروژه مترو شهر اصفهان از نوع EPB بوده که برای حفاری خاک های شهری و نرم ساخته شده است. دستگاه TMB در هر بار عملیات حفاری به طول یک و نیم متر، متوقف می شود و کار رینگ گذاری انجام می شود و سپس حفاری دوباره آغاز می شود. او افزود: در واگن های حمل خاک های حفاری شده، مصالح غیر عادی بتون مانند که به قسمتی از پی یک سازه شباهت داشته دیده شده است که احتمال این قضیه وجود دارد که دستگاه در زمان انحراف با رمپ جنوبی سی و سه پل برخورد کرده و این مصالح، قسمتی از پی سی و سه پل باشد که در صورت صحت داشتن این قضیه و آسیب دیدن پی سی و سه پل، احتمال نشست کردن پل در زمان جاری شدن آب در رودخانه وجود دارد که پی بردن به درستی این احتمال، نیازمند بررسی های بیشتر است. "
و در بخشی دیگر:
" تعطیلی کار در زمان حضور بازرسان سازمان میراث فرهنگی این منبع آگاه در سازمان قطار شهری اصفهان خاطرنشان کرد: در زمان بازدید سازمان میراث فرهنگی از عملیات حفاری مترو، کارگاه به صورت کامل تعطیل شده و به پرسنل گفته می شد که غیر از چند نفر، بقیه سر کار نیایند و حتی به دلیل حضور این بازرسان شماره سگمنت ها را پاک کرده و تاریخ سگمنت ها را تغییر می دادند تا به این بازرسان بگویند این جا کار تعطیل بوده و پیش روی نداریم. "
و در بخش پایانی:
..." دلیل استفاده از عنوان منبع آگاه در این گزارش و درخواست منبع خبر برای فاش نشدن نامش، بخشنامه شهرداری اصفهان به سازمان قطار شهری است که طبق آن، کلیه مسئولین قطار شهری از مصاحبه با رسانه ها منع شده اند. "
۰۵ شهریور ۱۳۸۸
همایش بررسی علل بحران زاینده رود امروز برگزار شد. در فضایی که در بستر خشک رود آماده شده بود.
تنوع بالای شرکت کنندگان از لحاظ گروههای اجتماعی و شغلی و برگزاری آن در زمان اوج خشکی از نقاط قوت این همایش بود.گمان می کنم مهمترین دستاورد این همایش بازتاب گسترده موضوع در جامعه و بین مسئولان باشد،به عبارت دیگر طرح رسانه ای و سیاسی موضوع. البته نگاه علمی وآماری به مسئله نیز مهم بود.
مشکل دستگاههای نمایش،کمی جا در مقایسه با تعداد شرکت کنندگان (طبق اعلام مجری حدود هزار نفر)،فشرده بودن سخنرانیها و نبودن مجال بحث برای شرکت کنندگان از نقاط ضعف همایش بود.
سازمانهای غیردولتی زیست محیطی که مسئولان باوجود تعارفات زیاد درعمل چندان دل خوشی از آنها ندارند،بعضی از مسئولان متنفذ شهر و استان،کارشناسان چندین دستگاه دولتی و انجمنهای صنفی و حرفه ای و همچنین گروهی از مردم کوچه و بازار و کشاورزان،همگی درکنار هم گرد آمده بودند تا از مشکلی مشترک سخن بگویند.
نگرانی از خشکی فضای سبز اصفهان و درختان حاشیه زاینده رود، آثار جدی اقتصادی بر شهر اصفهان و حتی کشور، به سراشیبی سقوط افتادن حیات حدود پانصدهزار نفر از روستاییان شرق اصفهان ، گسستگی اکوسیستم یکپارچه زاینده رود و حاشیه آن،نگرانی از تکرارخشکی زاینده رود در آینده و بروز ملموس پیامدهای اقتصادی،اجتماعی و زیست محیطی خشکی زاینده رود در پنج تا ده سال آینده از مهمترین مسائل مطرح شده در همایش بود.
گرچه درباره تاثیرگذاری این همایش نظرهای متفاوتی هست ولی معتقدم حداقل تاثیر عملی آن می تواند این باشد که مسئولان و کارشناسانی که در دستگاههای دولتی مربوطه کار می کنند در زمان تصمیم گیری درباره فعالیتهای تاثیرگذار بر زاینده رود و به طور کلی بر آب استان، احتیاط بیشتری به خرج دهند. طرح ملی موضوع و تلاش برای جلوگیری از اقدامات بحران ساز و تشدیدکننده بحران در سطح ملی،می تواند از دیگر دستاوردهای همایش باشد.به دلیل گفته نشدن بسیاری از حرفها و اهمیت موضوع قرار شد همایش دوم درباره زاینده رود در آینده نزدیک برگزار شود.
تنوع بالای شرکت کنندگان از لحاظ گروههای اجتماعی و شغلی و برگزاری آن در زمان اوج خشکی از نقاط قوت این همایش بود.گمان می کنم مهمترین دستاورد این همایش بازتاب گسترده موضوع در جامعه و بین مسئولان باشد،به عبارت دیگر طرح رسانه ای و سیاسی موضوع. البته نگاه علمی وآماری به مسئله نیز مهم بود.
مشکل دستگاههای نمایش،کمی جا در مقایسه با تعداد شرکت کنندگان (طبق اعلام مجری حدود هزار نفر)،فشرده بودن سخنرانیها و نبودن مجال بحث برای شرکت کنندگان از نقاط ضعف همایش بود.
سازمانهای غیردولتی زیست محیطی که مسئولان باوجود تعارفات زیاد درعمل چندان دل خوشی از آنها ندارند،بعضی از مسئولان متنفذ شهر و استان،کارشناسان چندین دستگاه دولتی و انجمنهای صنفی و حرفه ای و همچنین گروهی از مردم کوچه و بازار و کشاورزان،همگی درکنار هم گرد آمده بودند تا از مشکلی مشترک سخن بگویند.
نگرانی از خشکی فضای سبز اصفهان و درختان حاشیه زاینده رود، آثار جدی اقتصادی بر شهر اصفهان و حتی کشور، به سراشیبی سقوط افتادن حیات حدود پانصدهزار نفر از روستاییان شرق اصفهان ، گسستگی اکوسیستم یکپارچه زاینده رود و حاشیه آن،نگرانی از تکرارخشکی زاینده رود در آینده و بروز ملموس پیامدهای اقتصادی،اجتماعی و زیست محیطی خشکی زاینده رود در پنج تا ده سال آینده از مهمترین مسائل مطرح شده در همایش بود.
گرچه درباره تاثیرگذاری این همایش نظرهای متفاوتی هست ولی معتقدم حداقل تاثیر عملی آن می تواند این باشد که مسئولان و کارشناسانی که در دستگاههای دولتی مربوطه کار می کنند در زمان تصمیم گیری درباره فعالیتهای تاثیرگذار بر زاینده رود و به طور کلی بر آب استان، احتیاط بیشتری به خرج دهند. طرح ملی موضوع و تلاش برای جلوگیری از اقدامات بحران ساز و تشدیدکننده بحران در سطح ملی،می تواند از دیگر دستاوردهای همایش باشد.به دلیل گفته نشدن بسیاری از حرفها و اهمیت موضوع قرار شد همایش دوم درباره زاینده رود در آینده نزدیک برگزار شود.
۰۳ شهریور ۱۳۸۸
۰۱ شهریور ۱۳۸۸
۱۸ مرداد ۱۳۸۸
۲۴ تیر ۱۳۸۸
حمله به بزرگترین نماد ملی کشور
اگرآرش جان در تیرنهاد و از فراز البرز ازمرز ایران دفاع کرد،امروز به دماوند هجوم می برند و می تازند و هیچکس نیست که جلوی این اقدام ایران ستیزانه و ضد محیط زیست را بگیرد. خبر زیر در این زمینه و از سایت تابناک است.
آسفالت كوه دماوند در دستوركار مجلس
اگرآرش جان در تیرنهاد و از فراز البرز ازمرز ایران دفاع کرد،امروز به دماوند هجوم می برند و می تازند و هیچکس نیست که جلوی این اقدام ایران ستیزانه و ضد محیط زیست را بگیرد. خبر زیر در این زمینه و از سایت تابناک است.
آسفالت كوه دماوند در دستوركار مجلس
بحث اين است كه طبيعت بكر و طبيعي دست نخورده باقي بماند تا افراد بتوانند راه پيمايي و كوهنوردي كنند نه اينكه جاده آسفالت شود تا با ماشينهاي كمري و پرادو سبب آلودگي كوه دماوند شويم.
كدخبر: ۵۵۷۲۹تاريخ: ۲۴ تير ۱۳۸۸ - ۱۶:۰۳خبر
آسفالت مسير هفت كيلومتري يكي از دامنههاي قله دماوند كه با ارتفاع 5671 متري يكي از بلندترين قلههاي جهان است، طي روزهاي اخير موجب اعتراض طبيعت دوستان زيادي شد.اين اعتراضات و واكنشها اگر چه موجب توقف عمليات مذكور از سوي سازمان محيط زيست شد، اما نگراني از فعاليت مجدد اين عمليات عمراني كه موجب صدمه به اكوسيستم كوهستاني اثر طبيعي ملي دماوند و منظر طبيعي تهران ميشود، هنوز وجود دارد.عضو فراكسيون محيط زيست مجلس شوراي اسلامي، در اين باره با تاكيد بر اينكه بايد در حفظ و نگهداري مناطق بكر و طبيعي بكوشيم، گفت: افرادي كه اقدام به آسفالت كوه دماوند كردهاند، بايد مورد مواخذه و برخورد قانوني قرار گيرند.انوشيروان محسني بندپي، نماينده چالوس به ايسنا، گفت: به طور كلي محيط دوستان و طرفداران محيط زيست و علم آگاهان رشته محيط زيست بر اين اتفاق نظر دارند كه طبيعت بايد به همان صورت بكر و دست نخورده باقي بماند و هرگونه تغييرات سازهاي مشكلاتي براي محيط بوجود ميآورد.محسني بندپي با تاكيد بر اينكه قله دماوند براي اين است كه بتوان در آن راهپيمايي كرد نه اينكه آسفالت شود تا با ماشين بالا رفت، گفت: بحث اين است كه طبيعت بكر و طبيعي دست نخورده باقي بماند تا افراد بتوانند راه پيمايي و كوهنوردي كنند نه اينكه جاده آسفالت شود تا با ماشينهاي كمري و پرادو سبب آلودگي كوه دماوند شويم.نماينده چالوس در خانه ملت در عين حال با اظهار تاسف از تعطيلي مجلس، گفت: موضوع گرد و غبار تحميل شده به كشور و آسفالت كوه دماوند در دستور كار قرار دارد و به دنبال دريافت اطلاعات دراين باره هستيم.به گفته وي، در هيچ جاي دنيا براي جذب گردشگر چنين عملي انجام نميشود چرا كه گردشگر به دنبال محيطهاي بكر و دست نخورده است.در عين حال شاهرخ رامين نماينده مردم دماوند و فيروزكوه در تماس خبرنگار ايسنا، نسبت به خبر آسفالت مسير هفت كيلومتري يكي از دامنههاي قله دماوند، ابراز بياطلاعي كرد.
۱۵ تیر ۱۳۸۸
خاک بر ...
امروز گرد و غبار بدجوری هوای اصفهان را فراگرفته مثل نوروز پارسال وبنا به شنیده ها این خاک از عراق و عربستان میاد. میرزاده عشقی گفته بود:
خــــاكــــــم به سر ، زغصه به سر خاك اگر كنم
خـــــاك وطن كه رفت ، چه خاكی به سر كنم ؟
حالا نیست که ببینه خاک وطن که سهل است خاک عراق و عربستان هم برسرمون شده.
۱۱ تیر ۱۳۸۸
متن زیر نامه ای است از آقای عبدالحسين طوطيايي *که در روزنامه اعتماد ملی به چاپ رسیده است:
تخريب محيط زيست بس است
آقاي احمدينژاد به عنوان يک متخصص کشاورزي که در اين چهارسال گذشته شاهد فاجعه نابودي پرشتاب منابع طبيعي و محيطزيست در کشورم بودم و به عنوان وارث ميليونها شهيد که از عرصه خدادادي کشورم در برابر متجاوزان در طول تاريخ دفاع کردهاند تا من هم آن را به آيندگان بسپارم از آمدن دوباره شما براي هدايت شبکه اجرايي کشور متاسفم. چراکه تنها شما و تيم مديريتي شما بوده که معتقد است حفاظت از محيطزيست مغاير توسعه است. چهارسال دوران رياستجمهوري شما با تخريب شديد محيطزيست، منابع طبيعي و اراضي کشاورزي محدود اين کشور همراه بوده است. معاون شما آقاي پرويز داوودي در جمع نخبگان بسيج گفتند آنها که از محيطزيست اين کشور دفاع ميکنند با غربيها عليه منافع کشور ما هم پيمان هستند. پس من حق دارم که صداي شما برايم تداعي آهنگ دلخراش اره موتوريها در جنگلهاي آسيبپذير و بينظير شمال و ديگر نقاط ايران باشد. حتي اگر براي هزارمين بار هم خبر از برگزاري جشن هستهاي بدهيد بازهم براي امثال من يادآور صداي صدها بولدوزري است که در اين چهار سال هر آنچه از بهترين اراضي کشاورزي پيرامون شهرهاي بزرگ بود را نابود نمود. ياد شما براي من از بين رفتن تالاب بينظير انزلي و فرو افتادن درختان پارک جنگلي گلستان را تجسم ميكند. آقاي احمدينژاد! درختان سر به آسمان برده جنگلهاي لاکان استان گيلان هنوز از خاطره سفرتان به آن استان به تلخي ياد مينمايند و جاي پايتان در عرصههاي نابود شده جنگل ابر در استان سمنان برگي منفي در کارنامه شماست. آنچه که از طراوت طبيعت کم سبز کشورمان باقي مانده است ترسان و لرزان در اين چند ماهه اخير در صفي از نابودي، چشم به نتيجه انتخابات دوخته بودند که شايد کسي ديگر بيايد که آراي او حتي کمتر، اما حيات، سبزي و توليد را دوست داشته باشد و با حفاظت از بستر حيات مخالف نباشد (اشاره به سخنراني شما در سال 1385 در مشهد). آقاي احمدينژاد، امثال من صداي اعتراض آيندگان بيدفاع اين سرزمين را از هماکنون بهخوبي ميشنوند که زمينهايي را برايشان به جا خواهيم گذاشت که نه در زير آن نفتي و نه در رويش آثاري از حيات به جا مانده است. آنها از درک محدود متوليان بخش کشاورزي دولت نهم نسبت به ارزش بيپايان منابع طبيعي در اين مدت در هراس بوده و هستند. آيا صدايشان را نميشنويد؟ آيا ميدانيد که بيشتر از انرژي هستهاي، منابع طبيعي و اراضي محدود کشاورزي اين کشور، حق ما و آيندگان بيدفاعمان بوده است. آقاي احمدينژاد، راستش را بخواهيد براي كساني كه به زندان ميروند متاسف نيستم چه بسا به حال و روز آنها غبطه هم ميخورم. امثال من از نفير نابودي اره موتوريها و بولدوزرهاي لجامگسيخته برنامههاي توسعه دولت شما در رنج و اندوهند. آنها چه بسا ترجيح دهند که روح و جسم ذاتا آزاد خود را درون حصارهاي ساکت زندان در غل و زنجير بگذارند تا که نغمههاي زندگانيشان فشرده شود اما با چشمان اشکبار خود ديگر شاهد بياراده تخريب منابع حيات و محيطزيست اين کشور نباشند. براي يافتن دلايل محکمهپسند که امثال مرا محکوم به زندان نماييد راه دشواري در پيش رو نداريد. مگر که معاون شما نگفت که آنها که از محيطزيست دفاع ميکنند براي غربيها کار ميکنند (26 اسفند 1387 – همايش نخبگان بسيج کشور). لابد حرفهاي معاونتان براي شما آنقدر مستند هست که بتوانيد بر اساس آن همپيمانان با غربيها را به زندان افکنيد.
آقاي احمدينژاد به عنوان يک متخصص کشاورزي که در اين چهارسال گذشته شاهد فاجعه نابودي پرشتاب منابع طبيعي و محيطزيست در کشورم بودم و به عنوان وارث ميليونها شهيد که از عرصه خدادادي کشورم در برابر متجاوزان در طول تاريخ دفاع کردهاند تا من هم آن را به آيندگان بسپارم از آمدن دوباره شما براي هدايت شبکه اجرايي کشور متاسفم. چراکه تنها شما و تيم مديريتي شما بوده که معتقد است حفاظت از محيطزيست مغاير توسعه است. چهارسال دوران رياستجمهوري شما با تخريب شديد محيطزيست، منابع طبيعي و اراضي کشاورزي محدود اين کشور همراه بوده است. معاون شما آقاي پرويز داوودي در جمع نخبگان بسيج گفتند آنها که از محيطزيست اين کشور دفاع ميکنند با غربيها عليه منافع کشور ما هم پيمان هستند. پس من حق دارم که صداي شما برايم تداعي آهنگ دلخراش اره موتوريها در جنگلهاي آسيبپذير و بينظير شمال و ديگر نقاط ايران باشد. حتي اگر براي هزارمين بار هم خبر از برگزاري جشن هستهاي بدهيد بازهم براي امثال من يادآور صداي صدها بولدوزري است که در اين چهار سال هر آنچه از بهترين اراضي کشاورزي پيرامون شهرهاي بزرگ بود را نابود نمود. ياد شما براي من از بين رفتن تالاب بينظير انزلي و فرو افتادن درختان پارک جنگلي گلستان را تجسم ميكند. آقاي احمدينژاد! درختان سر به آسمان برده جنگلهاي لاکان استان گيلان هنوز از خاطره سفرتان به آن استان به تلخي ياد مينمايند و جاي پايتان در عرصههاي نابود شده جنگل ابر در استان سمنان برگي منفي در کارنامه شماست. آنچه که از طراوت طبيعت کم سبز کشورمان باقي مانده است ترسان و لرزان در اين چند ماهه اخير در صفي از نابودي، چشم به نتيجه انتخابات دوخته بودند که شايد کسي ديگر بيايد که آراي او حتي کمتر، اما حيات، سبزي و توليد را دوست داشته باشد و با حفاظت از بستر حيات مخالف نباشد (اشاره به سخنراني شما در سال 1385 در مشهد). آقاي احمدينژاد، امثال من صداي اعتراض آيندگان بيدفاع اين سرزمين را از هماکنون بهخوبي ميشنوند که زمينهايي را برايشان به جا خواهيم گذاشت که نه در زير آن نفتي و نه در رويش آثاري از حيات به جا مانده است. آنها از درک محدود متوليان بخش کشاورزي دولت نهم نسبت به ارزش بيپايان منابع طبيعي در اين مدت در هراس بوده و هستند. آيا صدايشان را نميشنويد؟ آيا ميدانيد که بيشتر از انرژي هستهاي، منابع طبيعي و اراضي محدود کشاورزي اين کشور، حق ما و آيندگان بيدفاعمان بوده است. آقاي احمدينژاد، راستش را بخواهيد براي كساني كه به زندان ميروند متاسف نيستم چه بسا به حال و روز آنها غبطه هم ميخورم. امثال من از نفير نابودي اره موتوريها و بولدوزرهاي لجامگسيخته برنامههاي توسعه دولت شما در رنج و اندوهند. آنها چه بسا ترجيح دهند که روح و جسم ذاتا آزاد خود را درون حصارهاي ساکت زندان در غل و زنجير بگذارند تا که نغمههاي زندگانيشان فشرده شود اما با چشمان اشکبار خود ديگر شاهد بياراده تخريب منابع حيات و محيطزيست اين کشور نباشند. براي يافتن دلايل محکمهپسند که امثال مرا محکوم به زندان نماييد راه دشواري در پيش رو نداريد. مگر که معاون شما نگفت که آنها که از محيطزيست دفاع ميکنند براي غربيها کار ميکنند (26 اسفند 1387 – همايش نخبگان بسيج کشور). لابد حرفهاي معاونتان براي شما آنقدر مستند هست که بتوانيد بر اساس آن همپيمانان با غربيها را به زندان افکنيد.
*عضو هيات علمي بازنشسته سازمان تحقيقات کشاورزي
منبع:روزنامه اعتماد ملی
کد خبر: 3763 تاریخ خبر: Wednesday, June 24, 2009
کد خبر: 3763 تاریخ خبر: Wednesday, June 24, 2009
۰۷ تیر ۱۳۸۸
۲۶ خرداد ۱۳۸۸
۲۰ خرداد ۱۳۸۸
۱۲ خرداد ۱۳۸۸
کوه خواری
کوهها یکی از نعمتهای بزرگ طبیعت هستند که تقویت تنوع زیستی، تجدید منابع آب زیرزمینی، وجود رودخانه ها و جنبه های زیباشناختی و فلسفی تنها بخشی از مواهب آنها به شمار می روند. کوهها محصول فعالیت چندین میلیون ساله طبیعت هستند و از منابعی به شمار می روند که تخریب آنها غیرقابل برگشت است. چندین سال پیش شعار جهانی محیط زیست در ارتباط با کوهها بود و به دلیل اهمیت زیادشان یونپ فعالیتهای ترویجی- پژوهشی زیادی را در ارتباط با آنها انجام داد.
در کشور ما اما ... .بله! مثل بسیاری موارد زیست محیطی دیگر کوهها هم وضع مناسبی ندارند. ریختن زباله در کوههای محل تردد انسانها، کمترین مشکل کوههاست. فرسایش ناشی از چرای دام و کشاورزی غلط و قطع درختان هم با وجود مصایب زیادش مشکل نهایی نیست. حتی جاده سازی هم با همه توان تخریبش تیشه به ریشه کوهها نمی زند. آنجه کوهها را برای همیشه از دسترس ما خارج می کند، نگاه به آنها به عنوان معادنی است که باید تا آخر استخراج شوند. بهره کشی شدید از کوهها که در دهه های اخیر رخ داده و در چند سال اخیر شتاب گرفته را تنها با واژه کوه خواری می توان بیان کرد.کوههایی که میلیونها سال وجود داشته اند در عرض چند دهه ناپدید می شوند. این روند باید بسرعت مورد توجه و بازنگری قرار گیرد. اگر پایدارترین منابع را از دست دهیم چگونه می توانیم به دنبال توسعه پایدار باشیم؟! درباره کوهها گفتنی زیاد دارم.
کوهها یکی از نعمتهای بزرگ طبیعت هستند که تقویت تنوع زیستی، تجدید منابع آب زیرزمینی، وجود رودخانه ها و جنبه های زیباشناختی و فلسفی تنها بخشی از مواهب آنها به شمار می روند. کوهها محصول فعالیت چندین میلیون ساله طبیعت هستند و از منابعی به شمار می روند که تخریب آنها غیرقابل برگشت است. چندین سال پیش شعار جهانی محیط زیست در ارتباط با کوهها بود و به دلیل اهمیت زیادشان یونپ فعالیتهای ترویجی- پژوهشی زیادی را در ارتباط با آنها انجام داد.
در کشور ما اما ... .بله! مثل بسیاری موارد زیست محیطی دیگر کوهها هم وضع مناسبی ندارند. ریختن زباله در کوههای محل تردد انسانها، کمترین مشکل کوههاست. فرسایش ناشی از چرای دام و کشاورزی غلط و قطع درختان هم با وجود مصایب زیادش مشکل نهایی نیست. حتی جاده سازی هم با همه توان تخریبش تیشه به ریشه کوهها نمی زند. آنجه کوهها را برای همیشه از دسترس ما خارج می کند، نگاه به آنها به عنوان معادنی است که باید تا آخر استخراج شوند. بهره کشی شدید از کوهها که در دهه های اخیر رخ داده و در چند سال اخیر شتاب گرفته را تنها با واژه کوه خواری می توان بیان کرد.کوههایی که میلیونها سال وجود داشته اند در عرض چند دهه ناپدید می شوند. این روند باید بسرعت مورد توجه و بازنگری قرار گیرد. اگر پایدارترین منابع را از دست دهیم چگونه می توانیم به دنبال توسعه پایدار باشیم؟! درباره کوهها گفتنی زیاد دارم.
اینجا روزگاری یک کوه بود!
امروز نه تنها کوه نیست که ریشه آن هم خورده شده
و همچنان هم خورده می شود
توضیح: عکسها مربوط به کوه- مرحومی- است در مسیر اصفهان به مبارکه و حدود 4-5 سال پیش گرفته شده اند.
توضیح: عکسها مربوط به کوه- مرحومی- است در مسیر اصفهان به مبارکه و حدود 4-5 سال پیش گرفته شده اند.
۰۸ خرداد ۱۳۸۸
گزارش تلویزیونی از پالایشگاه اصفهان
دو روز پیش در اخبار سراسری ساعت 14 گزارشی از پالایشگاه اصفهان پخش شد. این گزارش به حجم بالای آب مصرفی پالایشگاه و آلودگی پساب آن اشاره داشت و بعد به اقدامات پالایشگاه در زمینه کنترل آلودگی و اثرات مثبت آن پرداخت. صرف نظر از اطلاعات جالبی که به دست آوردم-مثل اینکه مصرف آب روزانه پالایشگاه به اندازه یک شهر 80 هزار نفری است- به نظرم رسید که این یک اقدام تبلیغاتی حساب شده است برای آماده سازی افکار عمومی برای توسعه غیرقانونی و مخرب این پالایشگاه. بهرحال سلام (این روزها خیلی ها) بی طمع نیست. بعید نیست پهن کنندگان این سفره هم مانند آنان که بر سر سفره مترو نشسته اند از غفلت مردم استفاده کنند و با چشم بندی هایشان همگان را در برابر عمل انجام شده قرار دهند و دوباره از تاکتیک قدیمی شان که همان "راه بنداز،جا بنداز" سی سال پیش است، استفاده کنند.
دو روز پیش در اخبار سراسری ساعت 14 گزارشی از پالایشگاه اصفهان پخش شد. این گزارش به حجم بالای آب مصرفی پالایشگاه و آلودگی پساب آن اشاره داشت و بعد به اقدامات پالایشگاه در زمینه کنترل آلودگی و اثرات مثبت آن پرداخت. صرف نظر از اطلاعات جالبی که به دست آوردم-مثل اینکه مصرف آب روزانه پالایشگاه به اندازه یک شهر 80 هزار نفری است- به نظرم رسید که این یک اقدام تبلیغاتی حساب شده است برای آماده سازی افکار عمومی برای توسعه غیرقانونی و مخرب این پالایشگاه. بهرحال سلام (این روزها خیلی ها) بی طمع نیست. بعید نیست پهن کنندگان این سفره هم مانند آنان که بر سر سفره مترو نشسته اند از غفلت مردم استفاده کنند و با چشم بندی هایشان همگان را در برابر عمل انجام شده قرار دهند و دوباره از تاکتیک قدیمی شان که همان "راه بنداز،جا بنداز" سی سال پیش است، استفاده کنند.
۰۶ خرداد ۱۳۸۸
شعار جهانی محیط زیست در سال 2009
سیاره شما به شما نیاز دارد! برای مقابله با تغییر اقلیم متحد شوید
یا:Your planet needs you! Unite to combat climate change
این شعار جهانی محیط زیست امسال است و بدین ترتیب برای سومین سال پی در پی توجه جهانی در زمینه محیط زیست بر محور گرمایش جهانی و تغییر اقلیم متمرکز شده است.
بیایید ما هم سهم خود را در این زمینه انجام دهیم.
سیاره شما به شما نیاز دارد! برای مقابله با تغییر اقلیم متحد شوید
یا:Your planet needs you! Unite to combat climate change
این شعار جهانی محیط زیست امسال است و بدین ترتیب برای سومین سال پی در پی توجه جهانی در زمینه محیط زیست بر محور گرمایش جهانی و تغییر اقلیم متمرکز شده است.
بیایید ما هم سهم خود را در این زمینه انجام دهیم.
۳۰ اردیبهشت ۱۳۸۸
۱۷ اردیبهشت ۱۳۸۸
کوه صفه
اکثر ما اصفهان را از نظر طبیعی مدیون زاینده رود می دانیم که نظری بجاست. اما چند پدیده طبیعی دیگر هم در اصفهان بودن اصفهان نقش دارند که زیاد به آنها توجه نمی کنیم. کوه صفه یکی از این پدیده ها و شایسته تحسین و پاسداشت است. زیباست و علاوه بر آن در ساعتهای مختلف روز و در بهار،تابستان،پاییز و زمستان جلوه های گوناگونی دارد و با این گوناگونی روزانه و فصلی حس زنده بودن در شهر ایجاد می کند. گذشته از آن،این کوه از هر اثر تاریخی در اصفهان تاریخی تر است! در سالهای اخیر دست اندازیها به کوه صفه به آرامی آغاز شده ولی خوشبختانه هنوز زیاد نشده است. فکر می کنم کوه صفه شایستگی آن را دارد که به عنوان یک اثر ملی مطرح شود،قبل از آنکه پروژه های مختلف آن را به شیر بی یال و دم و اشکم تبدیل کند.
۲۷ فروردین ۱۳۸۸
به صرف سرطان و ام اس
بنا به آمار ارایه شده از منابع تخصصی، استان اصفهان از نظرابتلا به بیماری ام اس رتبه اول و از نظر ابتلا به سرطان رتبه دوم کشور را دارد. بنابراین با توجه به اینکه مهاجران زیادی در دو دهه اخیر به اصفهان آمده اند و این روند همچنان ادامه دارد، از همه مشتاقان دعوت می شود به صرف سرطان،ام اس (و بسیاری بیماریهای دیگر که آمار آنها ارایه نشده) قدم رنجه کرده به اصفهان تشریف بیاورند.
بنا به آمار ارایه شده از منابع تخصصی، استان اصفهان از نظرابتلا به بیماری ام اس رتبه اول و از نظر ابتلا به سرطان رتبه دوم کشور را دارد. بنابراین با توجه به اینکه مهاجران زیادی در دو دهه اخیر به اصفهان آمده اند و این روند همچنان ادامه دارد، از همه مشتاقان دعوت می شود به صرف سرطان،ام اس (و بسیاری بیماریهای دیگر که آمار آنها ارایه نشده) قدم رنجه کرده به اصفهان تشریف بیاورند.
اشتراک در:
پستها (Atom)



