۲۳ فروردین ۱۳۸۹

جنبش های موضوعی زیست محیطی
از اوایل پیدایش جنبش های زیست محیطی، جنبش های تخصصی مختلفی در جهان به ظهور رسیدند،مثل جنبش های حفظ طبیعت،جنبش های اکولوژی سیاسی،جنبش های ضد جاده سازی،جنبش های ضد سدسازی و جنبش های مقابله با گرم شدن زمین.

۲۱ فروردین ۱۳۸۹

دسته گلی دیگر
شنیدم که یکی از شرکتهای وابسته به سپاه،مجموعه ی 47 طبقه ای را باکاربریهای اقامتی،تجاری و گردشگری در مقابل بیمارستان شهید چمران اصفهان در دست ساخت دارد. محل این مجموعه در یکی از دومحور خروجی اصلی اصفهان به شرق قرار دارد و در نزدیکی پل تاریخی شهرستان واقع شده است. بخش زیادی از تردد دانشگاه آزاد خوراسگان و تعداد قابل توجهی از روستاهای شرق اصفهان از طریق جاده مجاور این مجموعه انجام می شود. لطفا اگر شما ازاین مجموعه بیشترمی دانید اطلاع رسانی کنید.

۱۶ فروردین ۱۳۸۹

50 طبقه زدگی
یک بار از مرحوم دکتر لطف الله هنرفر شنیدم که شاه عباس دستور داده بوده ارتفاع ساختمانها یی که در اصفهان ساخته می شود نباید بیشتر از ارتفاع بلندترین درختان باشد. انگیزه این دستور می تواند به دو شکل عمده تفسیر شود. یکی این که او که عالی قاپو را ساخته بود، نمی خواسته ساختمانی بلندتر از کاخ او در شهر وجود داشته باشد و دیگر این که می خواسته سیمای اصفهان قدیم -که برخی از شهرسازان آن را یک باغ شهر واقعی می دانند - چیزی باشد با پس زمینه سبز و تعدادی مناره و گنبد زیبا که از لابلای آن بیرون زده است. مفهوم ضمنی دیگری که در این دستور می توان یافت این است که در آن زمان برای ساخت ساختمانهای بلند محدودیت فنی و مالی وجود نداشته و نساختن آن آگاهانه و ارادی بوده است.
امروز اما، شاهدیم که ساختمانهایی بلند – و نه بلندمرتبه- در جای جای شهر ساخته می شود. هنوز بانگ رسوایی برج جهان نما که در جهان پیچیده به پایان نرسیده، مجموعه ساختمانی50 طبقه ای با نام نچسب سیتی سنتر اصفهان در جنوب اصفهان و در مقابل بهارستان دارد ساخته می شود. مثل بسیاری دیگر از پروژه های مسئله دار این مملکت در اینجا هم از سیاست " راه بنداز،جا بنداز" پیروی شده،یعنی اول ساخت و بعد چانه زنی و کانال زنی برای گرفتن موافقت دستگاههای دولتی. نقد این مجموعه بزرگ از دیدگاه شهرسازی،برنامه ریزی منطقه ای و توسعه پایدار مجالی دیگر می خواهد و کارشناسانی با تخصصهای مرتبط، اما در اینجا به چند مورد اشاره می کنم . نخست؛اصفهان از ابتدا شهر ظرافتها و درایتها بوده اما حالا پس از سالها که پیشگامان توسعه جدید-یعنی غربیها- بحث "کوچک زیباست" را مطرح کرده اند،مـا مانند تازه به دوران رسیدگان فریفتـه سوژه های بزرگ وعظیم و لوکس شده ایم .درواقع سبک معماری"اصفهان سیتی سنتر" هیچ سنخیتی با سبک معماری بومی و اصیل اصفهان ندارد. دوم؛ بنا به گفته خود سازندگان 650هزار مترمربع فقط زیربنای این مجموعه است. حساب کنید تراکم و ازدحامی را که این مجموعه در اصفهان و بویژه در بخش پراردحام جنوبی آن ایجاد خواهد کرد. سوم؛ فشار ترافیکی که این مجموعه به جاده مجاور آن یعنی به ابتدای جاده اصفهان –شیراز وارد می کند. خوبست بدانید که این محور تا یکی دو دهه پیش ترافیک اصفهان- شیراز،اصفهان- مبارکه،و اصفهان شهرضا را تحمل می کرد و بعدها ترافیک دو شهر بهارستان و سپاهان شهر هم به آن اضافه شد و تازه تردد صنایع بزرگی مثل پلی اکریل،مجتمع فولاد،شهرک صنعتی سه راه مبارکه و صنایع دفاع هم به طور کامل یا نسبی از این طریق انجام می شود.
پنجاه طبقه زدگی یکی از دردهای جدیدی است که دارد به جان اصفهان می افتد و اصفهان را ناپایدارتر و شکننده تر از قبل می کند.

۱۵ فروردین ۱۳۸۹

اصفهان
"چه کسی می تواند ادعا کند زیباترین شهر جهان را دیده است بی آن که اصفهان را دیده باشد؟" این جمله را آندره مالرو گفته است.
و من می گویم: چه کسی می تواند بگوید به زیباترین شهر جهان گند زده است اگر به اصفهان گند نزده باشد؟

۱۴ فروردین ۱۳۸۹

پایان نوروز و ...

همه بحثهای موافق و مخالف درباره گذاشتن یا نگذاشتن ماهی بر سر سفره هفت سین به پایان رسید و عمربسیاری از ماهیهای ما نیز!

۱۱ فروردین ۱۳۸۹

فردا سیزده بدر است. شما را به هر چه که دوست دارید زباله درطبیعت باقی نگذارید، به گیاهان آسیب نرسانید،آب را آلوده نکنید... خلاصه،اگروضعیت طبیعت را بهتر از اولش نمی کنید، بدتر هم نکنید و با طبیعت آشتی کنید.

۰۲ فروردین ۱۳۸۹

قنات دو طبقه
قناتها یکی از شگفتیهای ایران باستان هستند که به برکت وجودشان آب و آبادانی در بیابانهای خشک این سرزمین جاری و توزیع یکنواخت تر آبادیهای و روستاها و شهرها در پهنه این مملکت امکان پذیر شد. اگرچه هر قنات در جای خود یک معجزه به حساب می آید اما بعضی از آنها به دلیل ویژگیهای منحصر به فردشان شاهکاری مضاعف هستند. قنات دو طبقه اردستان یکی از نمونه هاست. این قنات تا بخشی از مسیر یک قنات معمولی است و از آن به بعد قنات دیگری نیز به آن پیوسته و با اختلاف ارتفاع در همان مسیر جاری می شود و در پایان مسیر،این دو قنات از دو مظهربا فاصله نسبتا کم ازیکدیگ، بیرون می آیند. این تنها قنات دوطبقه در جهان است و پس از سالهای دراز هنوز آب باغها و زمینهای کشاورزی را تامین می کند. بد نیست اگر گذارتان به حوالی اردستان افتاد سری هم به این قنات بزنید.

پس از پایین رفتن از پله های قنات(تصویر سوم) به سطحی می رسیم که قنات رویی آنجا جاری است(تصویر چهارم) و در همانجا طبقه پایینی قنات مشخص است(تصویر پنجم) و سرانجام مظهر قنات در تصویر آخر دیده می شود.

۲۸ اسفند ۱۳۸۸

Text Color
Text Color

فصل بهار است خیز--- تا به تماشا رویم
تکیه به ایـــام نیست --- تا دگــر آید بهار

.
.
.

به یاد تصنیفی از زنده یاد تاج اصفهانی. البته شعر از سعدی است و وقت بهار و روز بهار هم نوشته اند. به هر حال نوروز، سال نو و بهار بر شما مبارک باد

۲۶ اسفند ۱۳۸۸

پس از خشکی رقت انگیز زاینده رود،دیروز دوباره آب در آن جاری شد.
و چه باشکوه است اصفهان با زاینده رود پرآب.

۲۱ اسفند ۱۳۸۸

آمـوزه هایی برای کودکان
در این عصر آمـوزش که همه چیز از درس مدرسه گرفته تا مهارتهای کامپیـوتری و هنرهای گوناگون را به کودکان می آموزند، جای آموزش بعضی چیزهای مهم خالی است. یکی از آنها کاشتن درخت است. به نظرم مهم است که بعضی کارها را به طور غیر مستقیم به کودکان آموزش داد. دست کودکان را بگیرید و نهال و بیل و آبپاش را بردارید و با هم درخت بکارید. مطمئن باشید که کودک این واقعه را به سان رویدادی مهم در زندگی اش به خاطر خواهد سپرد و همیشه جویای حال آن درخت خواهد بود. این می تواند آغازی باشد برای آشنایی و عشق ورزیدن کودک به طبیعت.

۱۸ اسفند ۱۳۸۸

پیامدهای جدی گرم شدن زمین در راه
تا کنون موارد زیادی به عنوان پیامدهای گرم شدن زمین مطرح شده اند.بعضی از آنها در سطوح محلی و منطقه ای عمل می کنند و بعضی در سطح جهانی. اما یکی از مواردی که کمتر به آن توجه شده تاثیر این پدیده بر ناآرامیهای زمین شناختی است. بتازگی دنشمندان زمین شناس اعلام کرده اند آب شدن یخهای قطبی می تواند موجب ایجاد زلزله،سونامی و فوران آتشفشان شود .
یخ بسیار سنگین است - هر مترمکعب آن یک تن وزن دارد- و یخچالها صفحه های بسیار عظیم یخ هستند. Patrick Wu استاد دانشگاه آلبرتای کانادا در مصاحبه ای با
Canadian Press توضیح می دهد که وقتی یخهای قطبی در سطح گسترده و با حجم و وزن زیاد ذوب می شوند در واقع فشار زیادی از روی پوسته زمین در آن منطقه برداشته می شود و این موجب می شود پوسته زمین حرکتهایی را برای بازگشت به وضعیت قبل از فشار انجام بدهد و این پدیده زلزله هایی را در نقاط مختلف به دنبال خواهد داشت. او این وضعیت را به یک توپ فوتبال تشبیه می کند که با انگشت شست تحت فشار است وبا برداشتن انگشت، توپ به حالت اول بر می گردد. وقتی این توپ زمین باشد بازگشت به حالت اول اگرچه به آرامی ولی حتما اتفاق خواهد افتاد. او می گوید زمین لرزه هایی که امروزه در کانادا رخ می دهند به همین اثر ارتجاعی زمین مربوط می شوند که با پایان دوران یخبندان در 10000 سال قبل آغاز شد. پرفسور وو می گوید این بار، با گرم شدن زمین که تغییر اقلیم و ذوب یخها را سرعت بخشیده انتظار می رود برگشت پذیری پوسته زمین بسیار سریعتر رخ دهد."وو" می گوید ذوب شدن یخهای قطبی هم اکنون هم زلزله و زمین لغزشهای زیادی را ایجاد کرده است که اگرچه توجه زیادی را جلب نکرده اند ولی زنگ خطری برای رویدادهای جدیتر هستند. نظر دانشمندان دیگر هم تایید کننده این است که تغییر در اقلیم زمین می تواند بر تعداد زلزله ها، فوران های آتشفشانی و زمین لغزشهای مخرب کف دریا تاثیر بگذارد.

۱۲ اسفند ۱۳۸۸

نشانه هایی در نزدیکی ما
امسال تغییرات فصلی در اصفهان 5/1 تا 2 ماه زودتر از موعد همیشگی رخ داد. از اوایل سال رسانه ها به نقل از سازمانهای هواشناسی داخل و خارج خبر از سالی سرد می دادند . با اینحال هوا تا دو،سه روز آخر آبان نشانی از پاییز نداشت.پس از آن تا پایان آذر هوا نسبت به سالهای پیش به طور قابل توجهی سرد شد و خیلی ها منتظر زمستانی بسیار سرد بودند.اما برعکس،از دی ماه هوا سرمای زمستان معمولی را هم نداشت و حتی یکی دو بار در بهمن ماه شاهد هوایی با حس و حال شب عید بودیم. اینها حس و تفسیر شخصی من از هوا است ولی نشانه های دیگری که زبان گویای طبیعت هستند نیز ظاهر شدند که خبر از زمستانی زودرس،کوتاه و زودگذر می دادند.
بیرون آمدن بعضی از گونه های خزنده مثل مارمولک ها در دهه اول بهمن در مناطق اطراف اصفهان یکی از این نشانه ها بود که یک دوست طبیعت گرد گزارش می داد و می گفت این اتفاقی است که معمولا در اوایل بهار می افتد. یکی دو هفته بعد شاهد شکفتن گلهای" به ژاپنی" و یاس زرد در شهر اصفهان بودیم که این هم اتفاقی مربوط به دهه سوم اسفند بود. در دهه سوم بهمن بعضی از درختهای میوه شکوفه دادند،یعنی حدود چهل روز زودتراز سالهای پیش.رویداد جالب دیگر مستی مخصوص فصل جفتگیری فاخته ها بود که در نیمه دوم بهمن -اگرچه نه به طورگسترده- قابل مشاهده بود. لانه سازی کلاغها در اواخر بهمن هم مورد دیگری بود که معمولا در اواخر اسفند اتفاق می افتاد ولی امسال از دهه سوم بهمن شروع شد.
در دهه اول اسفند شهر به کلی حس و حال اوایل فروردین را پیدا کرد.گلهای باز شده،درختهای در حال جوانه زدن و ابرهای بهاری از این نشانه ها بودند و بارزتر از همه شاید ورود پرستوها به شهر در بود که من امسال دهم اسفندماه شاهد آن بودم و در سالهای دیگر چندروز مانده به عید دیده می شد. خلاصه، برخلاف آنچه گفته شد بود امسال سال سردی نبود و خدا می داند در سالهایی که قرار است گرم باشد هوا چطورخواهد بود. هشدارهای دانشمندان درباره گرم شدن هوا را جدی نمی گیریم، اما پیامدهای این تغییر در حال وقوع با کسی شوخی ندارند. تغییری که محیط اطراف ما آن را به صد زبان فریاد می کند.

۱۱ اسفند ۱۳۸۸

سکانس یک- پلان یک

به نظر شما مشکل این مرد چیست؟

با همسرش دعوا کرده؟

کسی به او توهین کرده؟

بدهی دارد؟

چی ... ؟
بدتر؟

عزیزی از دست داده؟

پدر؟ مادر؟ همسر؟

نه! فرزند؟!

اما با توجه به ملیتش که از روی صورتش می توان حدس زد، شاید... شاید ...

رئیسش با ترفیع او موافقت نکرده؟ یا او را توبیخ کرده؟
بدتر... ؟

از کار اخراج شده؟

خب. خودتان را زیاد خسته نکنید.
او آکیو تویودا است .رئیس کارخانه تویوتا و این یکی ازعکسهایی است که خبرنگاران هنگام کنفرانس خبری از او گرفته اند. یک عیب فنی در پدال گاز در یکی از خودروهای این کارخانه او و دیگرمدیران کارخانه را اینچنین افسرده و شرمگین کرده است. آنها نگران آسایش مشتریان شان و نگران آبروی خود شان هستند. برای این نقص فنی آنها نگرانند و به همین دلیل دومیلیون و سیصد هزار خودروی فروخته شده را ازسراسر جهان فراخوان کرده اند.

سکانس دو- پلان یک
روی گوشی همراهم یک پیامک می آید با عنوان: " آخرین هشدار ایران خودرو* مالکین 405،پارس،سمند مدل 83،84 که سال 86برای اصلاح سیستم سوخت مراجعه نکرده اند فورا با (شماره تلفن اعلام شده)تماس بگیرن." ( این مربوط به یک سال پیش است که برایم جالب بود و هنوز آن را پاک نکرده ام).
توجه کنید تعداد قابل توجهی خودرو در جاده و خیابان آتش می گیرد و بعد از کلی بحث در رسانه ها و اعتراض مردم و بعضی خسارتهای جانی شرکت خودروساز هشدار می دهد آن هم آخرین هشدار. البته پیام ادامه پیدا نکرده بود ولی حدس زدن ادامه آن دشوار نیست: اگر خودروی خود را به هردلیلی نیاوردید و اصلاح نشد و کسی در خودرو کباب شد و ... دندتان نرم!(یا: مقصر شمایید و ما بی تقصیر)

سکانس دو - پلان دو
یکی از دوستان تابستان امسال یک پژو 405 صندوقدار خرید که 10 لیتر در 100 کیلومتر سوخت مصرف می کند و برای اصلاح آن دربه در به نمایندگی ها و تعمیرگاههای مجاز مراجعه کرد. یکی قطعه نداشت، یکی آچار مخصوص نداشت، یکی هردو را نداشت و...!

سکانس دو- پلان سه
یکی دیگر از دوستان یک پراید نو خرید و ناراحت از عیب آن به تعمیرگاه مجاز رفت و هنوز چیزی نگفته بود که تعمیرکار گفت: اگر وقتی ترمز میگیری ترمز صدا میده و موقع کلاچ گرفتن،کلاچ صدا داره یا هیدرولیک فرمان صدا داره و ... این عادیه و همشون این عیب را دارند.حالا اگر مشکل دیگری داری بگوتا درستش کنم!
این یکی را دیگر خودتان در هر پلان و سکانسی که می خواهید بگذارید. حدود سال 75 یک نفر که برای تحویل گرفتن یک پیکان به کارخانه رفته بود تعریف می کرد که یکی از ماشینهای تحویلی مشکل کلاچ داشت طوری که نمی توانست حرکت کند.

سکانس اضافه!
این مطلب را یکی دو هفته پیش نوشتم و دو روز پیش یه مورد جدید بهش اضافه شد. پژوی یکی از مغازه داران محل امروز آتش گرفته بود.-البته دست دوم خریده بود.

سکانس سه- پلان یک
سال 1389 آغاز شده، قیمت سوخت واقعی شده و یارانه برداشته شده تا مردم اینقدر اسراف نکنند. این فضولی ها که مصرف سوخت خودروی نوی آنها بیشتر از میانگین مصرف سوخت خودروهای روز جهان است و خودروسازی انحصاری و ... به آنها نیامده، بنزین بدون یارانه بزنند تا آدم شوند. بیت:
گنه کرد در بلخ آهنگری - - - به شوشتر زدند گردن مسگری
توضیح:اسراف جامعه در مصرف را انکار نمی کنم ولی ناعادلانه است که جریمه خودروسازی غیراستاندارد و انحصاری را هم مردم بدهند.

سکانس چهار-پلان یک
خودروهای ملی- افتخار ملی ما فقط سوخت بیشتر مصرف نمی کنند، آلاینده های بیشتری هم نسبت به خودروهای خارجی تولید می کنند. حالا اگر هفته هوای پاک شد و آمار تلفات روزانه و بیماریهای قلبی و ریوی ناشی از آلودگی هوا اعلام شد: خب؛ به درک.

نتیجه اخلاقی : خواهش می کنم! مگه کلیله و دمنه بود که دنبال نتیجه می گردین؟!
عکس : یاهو نیوز

۰۴ اسفند ۱۳۸۸

حافظه درحال زوال
این محله قبلا چه شکلی بوده؟ اینجا درخت داشته؟چه درختانی؟ چه پرندگانی
در این ناحیه دیده می شدند؟ آب این صحرا چطور تامین می شده؟ خوراک محلی این شهر چیست یا چه بوده؟ وضع بارندگی این روستا چطور بوده،سیل و خشکسالی هم داشته است؟ در زمان خشکسالی مردم چه می کرده اند؟ چند بار بیماری همه گیر در اینجا آمده بود،چه بیماریهایی؟ وضع سردی و گرمی هوا؟ وحوش از کی کم شدند؟ فاضلاب و زباله چطور دفع می شد؟ سیزده بدر مردم کجا می رفتند؟ چهارشنبه سوری هم بود؟دیگر چه مراسمی؟مصالح ساختمانها از کجا می آمد؟مالکیت این صحرا/جنگل/قنات چگونه بود؟ غذا را چطور نگهداری می کرده اند؟محصولات باغی را چطور؟ آفتهای کشاورزی چه بودند؟حمل و نقل چطورانجام می شد؟ و ...
اینها پرسشهایی ساده است که هرچه پیش تر برویم کمتر برای آنها پاسخی پیدا خواهد شد. مجله هایی را دیده ام به نام "مردم شناسی وفرهنگ عامه ایران"که قبل از انقلاب منتشر می شده. توسط مرکز مردم شناسی وزارت فرهنگ وهنر(و به سردبیری علی بلوکباشی). در این مجله بسیاری از جنبه های زندگی مردم نقاط مخالف ایران مورد بررسی و کنکاش قرار می گرفته است. کتابهایی هم بوده و پایان نامه های رشته های دانشگاهی مربوطه. بعد از آن نمی دام وضعیت چگونه بوده،حتما انتشارات و پژوهشهایی بوده ولی بعید می دانم که انسجام و هدفمندی قبل را داشته باشد. بهرحال در این زمینه ضعف شدید داریم.
به پرسشهای بالا فکر کنید، و صدها پرسش مشابه دیگر؛اینها اطلاعاتی است که باید گردآوری شود و به نظر من همه می توانند در گردآوری اطلاعات قدیمی مشارکت کنند. لازم نیست فقط کارشناسان یا پژوهشگران رشته های خاص این کار را انجام دهند. هنگام بازدید از اقوام،در سرزدن به سالمندان خانواده یا فامیل، در یک سفر تفریحی به روستا مقدار زیادی از این اطلاعات می تواند جمع آوری شود. بخصوص،که حالا به یمن فناوری امکان ضبط صدا و تصویر برای همه وجود دارد.حتی بدون آن و با یک قلم وکاغذ می شود اینها را ثبت کرد. ممکن است تنها یک سوال هم بتواند در زمان مناسب به داده هایی ارزشمند تبدیل شود و بخشی ازحلقه گمشده یک تحقیق را فراهم آورد. متاسفانه ما نه تنها به مطالعه که به نگارش و ثبت وقایع هم عادت نداریم و برای دیدن بهتر این کاستی کافی است این عادت را در توریستهای غربی ببینیم و با خودمان مقایسه کنیم یا نگاهی به سفرنامه جهانگردان خارجی بیندازیم و یا عکسهایی که گرفته اند و حالا تبدیل به اسنادی گرانبها شده اند.
اکنون تاریخ محیط زیست به صورت یک رشته تخصصی در برخی از کشورها تدریس می شود. ما هم می توانیم به صورت آماتوری در گردآوری داده های مورد استفاده در پژوهشها مشارکت کنیم. فقط باید به یاد داشت که زمان به تندی می گذرد و برای ثبت و ضبط اطلاعات افراد سالمند فرصت زیادی نداریم.

۰۱ اسفند ۱۳۸۸

فرهنگ اصفهان
پس از هزار وچند صد سال شهرنشینی اکنون اصفهان از لحاظ فرهنگی به روستاشهری میل می کند.

۲۳ بهمن ۱۳۸۸

داستانِ نوشتن من
دروبلاگ
دوستداران حیوانات و محیط زیست دعوت شده ام تا در بحثی درباره دلایل کم کاری وبلاگ نویس های محیط زیست شرکت کنم. فکر می کنم نیاز به بحث زیادی نداشته باشد. موضوع تقریبا روشن است. وبلاگ نویسهای محیط زیست باید نکته ای نگران کننده یا امیدوارکننده ببینند تا درباره اش بنویسند. درشرایط کنونی با مسایل نگران کننده ای به وسعت همه مساحت ایران؛ شاید بسیاری با خود بیندیشند
"خانه از پای بست ویران است -- خواجه در بند نقش ایوان است" و بنابراین شاید نه مشکلات زیست محیطی برایشان اهمیت گذشته را داشته باشد و نه معدود نکات مثبت موجود بتواند به وجدشان آورد تا آنها را با دیگران درمیان بگذارند. این نظر من درباره دیگران؛ واما درباره خودم با استناد به آمار و زمان نوشته های وبلاگ که شما هم می توانید آن را ببینید موضوع برعکس است. تعداد پستها (نوشتارها) در سال اول17 و در سال دوم 14 و در سال سوم 57 بوده است( جالب است باز هم 57). پس کم کاری در کار نبوده است. حالا این سوال پیش می آید که چرا هنوز می نویسم؟ به این دلایل:
شاید به اندازه دیگران واقع بین نبوده ام.
به قول حافظ:
صوفیان واستند از گرو می همه رخت --- خرقه ماست که در خانه خمار بماند
و یا شاید؛
کار قابل توجه دیگری از دستم برنمی آید.
احساس می کنم نباید بگذارم کورسوی شعله دغدغه های زیست محیطی در این هیاهوها گم شود.
افزایش شدت و تعداد ضربات مهلک برپیکر محیط زیست کشور را می بینم و نمی توانم بی تفاوت بمانم.
و محیط زیست را بستری می دانم که بدون حفظ آن امکان تحقق رویای هیچ ملتی وجود نخواهد داشت.
اما چرا بیشتر نمی نویسم؟ به این دلیل ساده که وقت بیشتری ندارم!
حالا که بحث به اینجا کشید بگذارید دو نکته که قبلا می خواستم بگویم را هم همین جا اضافه کنم. وبلاگ نویسی نوشتن مقاله های علمی و تحقیقی من را به صفر نزدیک کرده ولی با توجه به خنثی بودن اثر این مقالات در ایران، وبلاگ نویسی را ترجیح داده ام. نکته دیگر آنکه چارچوب خاصی برای فضای این وبلاگ مشخص نکرده ام. آمیزه ای از مسایل محلی،ملی و جهانی در چارچوب خبر،گزارش، تحلیل، نقل قول،معرفی، برداشتهای شخصی و گاه توضیحهای علمی کوتاه نوشته های من را تشکیل داده است.
کوتاه نویسی و به روز نویسی و توضیح موضوعات اساسی درباه محیط زیست و توسعه پایدار رهیافتی بوده که برای اثربخشی این وبلاگ به کار گرفته ام. راستش خودم هنوز زیاد راضی نیستم دیگران را نمی دانم. بهرحال کوشیده ام شمعی در یک دشت تاریک روشن کنم و امیدوارم همراه با دیگر شعله ها فانوسی شود.
به قول اقبال: هسـتم اگــر مــی روم.

۱۵ بهمن ۱۳۸۸

فرهنگهای درحال گذار
آخرین کتاب موسسه ورلدواچ، State of the World 2010 (فرهنگهای درحال گذار- از مصرف گرایی تا پایداری) نام دارد.این کتاب می گوید فرهنگ مصرفی موجود کره زمین را تهدید می کند و برای هدایت زمین به مسیری قابل دوام نیاز به جایگزینی آن با یک فرهنگ پایدار است. اولیـــن فصل از این کتاب " ظهور و سقوط فرهنگهای مصرفی" نام دارد. اریک آسادوریان در این بخش از کتاب توضیح می دهد که فرهنگ پرریخت وپاش ما از کجا آمده، ویژگیهای بارز آن چیست و ما درمورد آن چه می توانیم بکنیم. دیگر بخشهای این کتاب عبارتند از:
سنتهای کهنه و نو؛ پایداری:تکلیف تازه آموزش؛ کسب وکار و اقتصاد:مدیریت الویتها؛ نقش دولت در طراحی؛ رسانه:اشاعه پایداری؛ قدرت جنبشهای اجتماعی.
این کتاب به طور رایگان درا
ینجا قابل دانلود است.

۰۷ بهمن ۱۳۸۸

همسایه ناخوانده پل مارنان
آغاز به ساخت یک برج در کنار پل تاریخی مارنان در اصفهان در دو،سه سال اخیر سر و صدای سازمانهای غیردولتی و هواداران محیط زیست و میراث فرهنگی را درآورد.این سر و صداها تا جایی پیش رفت که یکی از نمایندگان اصفهان در مجلس نیز دربرابر آن موضع گرفت و در نماز جمعه از آن انتقاد کرد. مجموعه فشارها شهرداری را زیرفشار قرار داد و موجب توقف ساخت آن- و تاجایی که می دانم- کم کردن یکی دو طبقه از آن شد. چند هفته پیش متوجه از سرگیری ساخت و ساز در این برج شدم.
" چون نیک نظرکردم"، دیدم این بهم ریختگی کشور بعد از انتخابات برای هرکس خوب نبود برای آنهایی که به دنبال غفلت سازمانها و افراد فعال بودند تا بی سر و صدا تخریب کنند و منفعت ببرند خوب بود. صاحبان این برج شاید یکی از این خیل عظیم باشند و "متروکش ها" که پایه سی و سه پل را هدف قرار داده اند ،یکی دیگر.
این چشم اندازی است که" باید" باشد و از قدیم(به شهادت نقاشی های تاریخی) تا چند سال پیش هم چنین بوده است.

و این چشم اندازی است که حالا هست.


این برج مثل خاری در چشم عابر و بیننده باذوق فرو می رود، بویژه آنهایی که اصفهان را متعادل و هماهنگ و چشم نواز دیده اند. شاید در راستای سیاست خصوصی سازی است که زیباییهای عمومی اصفهان هم خصوصی می شود- و شاید زیباییهای ایران. اینها به نظر ساده می آید ولی اثرات عمیق و دامنه داری در جامعه خواهد داشت.در فرهنگ،درسلامت روانی و اجتماعی و در پایداری اقتصاد. "از مایه خوردن" که ویژگی توسعه ناپایدار است فقط مخصوص به منابعی مثل نفت نیست، ذبح چشم اندازهای زیبا -اعم از طبیعی و انسان ساز- نیز یکی دیگر از مصادیق آن است که در دهه های اخیر در ایران بشدت رواج یافته است.

۳۰ دی ۱۳۸۸

صبح روز هوای پاک
دیروز صبح با این پیامک از خواب بیدار شدم.
" نمی دونم در شرایطی که هرروز صبح زیر رگبار پارازیتها چشم از خواب باز می کنیم،روز هوای پاک را باید به شما فعال زیست محیطی گرامی باد بگم؟!!!!"

۲۴ دی ۱۳۸۸

در واکنش به زلزله هائیتی یاهو این لوگو را در صفحه اول خود قرار داد.این کار یاهو را دوست داشتم.

۱۲ دی ۱۳۸۸

سال 2010

سازمان ملل متحد سال 2010 را سال " تنوع زیستی" نامگذاری کرده است.
Free counter and web stats