۰۴ آبان ۱۳۸۷
۰۵ مهر ۱۳۸۷
۰۵ اردیبهشت ۱۳۸۷
۰۱ اردیبهشت ۱۳۸۷
۳۰ فروردین ۱۳۸۷
در روزسه شنبه 27 فروردین ماه در استان چهار محال و بختیاری،خط لوله نفت مارون که نفت خام را ازخوزستان به پالایشگاه اصفهان منتقل می کند شکست و باعث شد مقدار بسیار زیادی نفت وارد زاینده رود شود. علت این امر برخورد خودروی خاکبرداری اداره راهسازی با خط لوله اعلام شد. ظاهرا تا چندین ساعت پس از وقوع این حادثه مقامات مربوطه در استان اصفهان از موضوع اطلاع پیدا نکرده اند. بسیاری از جرییات حادثه را نمی دانم ولی می دانم که نفت خام وارد زاینده رود شد و ضمن آلوده کردن رودخانه، به سوی سد چم آسمان که از آنجا آب آشامیدنی اصفهان و مناطق اطراف به تصفیه خانه آب باباشیخ علی پمپاژ می شود رفت. مسوؤلین اعلام کردند برداشت آب را تا زمانی که جریان نفت از آنجارد شود متوقف می کنند و گفتند پس از 36 ساعت مشکل رفع می شود.
صبح روز بعد از حادثه اصفهان دیدنی بود .اطلاع رسانی به مردم نه از طریق رسانه ها که با تلفن ها و پیا مک های مردم به همدیگر و در سطحی بسیار وسیع انجام شد. با نگرامی از قطع آب هجوم مردم برای خرید آب بسته بندی آغاز شد و برای چندین ساعت آب معدنی نایاب شد.آن روز بطریهای آب با قیمتهای گزاف و تا دو سه برابر قیمت به فروش رفت.ظاهرا یکی دو شب بعد از حادثه دو تن از مسوؤلان در شبکه صدا و سیمای استان حاضر شده و اعلام کرده بودند که آب مشکلی ندارد و با نوشیدن یک لیوان آب خواسته بودند این موضوع را به مردم اثبات کنند.
بزودی آب آغشته به نفت به اصفهان رسید و مردم آن را به چشم دیدند. مسوؤلین گفته بودند همه دریچه های سد را باز می کنند تا با فشار زیاد لکه های نفتی زودتر بروند و مشکل رفع شود!جالب آن که این در حالی است که به دلیل خشکسالی دریاچه سد یکی از بحرانی ترین زمانهای خود را از لحاظ کمی طی می کند و ذخیره آب بسیار نگران کننده است. امروز 5 روز بعد از وقوع حادثه من از قسمتهایی از رودخانه بازدید کردم(قبل از تصفیه خانه) وبشدت یکه خوردم. آنچه دیدم لکه های گسترده نفت در رودخانه و به عبارت بهتر لکه هایی از آب در بین نفتی بود که سطح آب را فراگرفته بود و بوی شدید نفت اطراف رودخانه را فراگرفته بود(خیلی شدیدتر از بوی نفت در جایگاههای بنزین و یا کنار چاههای نفت خوزستان).همچنان که حدث می زدم نفت در سواحل زاینده رود با غلظت بسیار بالا رسوب کرده بود.بنابراین پس از رد شدن نفت ریخته شده در رودخانه تا مدتها این نفتهای رسوب کرده،شسته و به آب وارد خواهد شد. بنابراین تا چند ماه آینده آب آشامیدنی اصفهان به نفت آلوده خواهد بود.فاجعه ای بزرگ که اگر در هر جای دیگر دنیا اتفاق افتاده بود اخبار آن جهانی می شد و در ایران اطلاع رسانی آن حتی در استان هم بسیار کمرنگ و صرفا رفع تکلیف بود چه برسد به اقدامات پاکسازی!!!
۲۳ فروردین ۱۳۸۷
Kick the Habit: Towards a Low Carbon Economy
برنامه محیط زیست سازمان ملل(یونپ) هر سال با توجه به شرایط و ضرورتهای جهانی شعاری را به عنوان شعار سال انتخاب و اعلام می کند.شعار امسال با توجه به روند بحرانی گرم شدن کره زمین انتخاب شده و در واقع ادامه موضوع سال قبل است. شعار سال قبل این بود: ذوب یخها، بحثی داغ
این دو شعار نشانگر جدی بودن مساله گرم شدن زمین است و شعار امسال بر تاثیرگذاری رفتارهای فردی در کاهش دی اکسید کربن جو تاکید دارد.
۲۰ فروردین ۱۳۸۷
۳۰ بهمن ۱۳۸۶
این مطالب من را وادار کرد تا یک حساب سرانگشتی انجام دهم که گرچه دارای اشکال است ولی به عنوان یک حساب سرانگشتی بد نیست
اگر جمعیت هر خانوار روستایی را 5 نفر و جمعیت روستایی کشور را 35 میلیون نفر در نظر بگیریم، 7میلیون خانوار روستایی خواهیم داشت. از آنجا که هر توربین برای 70 خانوار روستایی کافی است، 100هزار توربین برای تولید برق این جمعیت مورد نیاز است که ماکزیمم قیمت آن می شود 150 میلیون یورو.
حالا اگر تولید نفت کشور یک میلیون بشکه در روز باشد و از هر بشکه یک یورو- فکر می کنم معادل 1.4 دلار- به تهیه توربین اختصاص داده شود، هر روز یک میلیون یورو و طی پنج ماه 150 میلیون یورو تامین خواهد شد.حالا،اگر مناطق بادخیز کافی هم در کشور باشد، که به احتمال زیاد هست، ظرف 5 ماه برق حدود نیمی از جمعیت کشور توسط مولدهای بادی تامین خواهد شد.نظر شما چیست؟!ه
۲۱ بهمن ۱۳۸۶
اما چیزی که این روزها شاهد آن هستیم ساخت ساختمانهای بلندی است که تا شعاع چند ده متری جلوی تابش آفتاب به ساختمانهای اطراف را می گیرد و تابش آفتاب به درون اتاقهای خانه ها را تبدیل به یک آرزو می کند. چندی پیش در یک شهر کوچک سوئیس که در یک دره واقع شده، با نصب آینه در ارتفاعات مجاور نور خورشید را به داخل شهر هدایت کردند تا هم فضا دلپذیرتر شود و هم در مصرف برق صرفه جویی شود. ظاهرا قرار است ما همیشه بر خلاف جریان حرکت کنیم، حتی اگر ثابت شود از تامین گاز مصرفی مردم عاجز هستیم و باید از انرژیهای طبیعی بیشترین استفاده را بکنیم.ه
۱۳ بهمن ۱۳۸۶
چند ماه پیش به تالاب گاوخونی رفتم. همان موقع تصمیم داشتم مطلبی را در مورد آن روی وبلاگ بگذارم ولی به دلیل مشکل فنی سایت و عدم امکان گذاشتن عکس روی آن این کار امکان پذیر نشد.به هر حال مشکل برطرف شد و حالا این شما و این هم گزارش
تالاب گاوخونی که در انتهای رودخانه زاینده رود واقع شده، از تالابهایی است که در سال 1975 و به فاصله کمی بعد از کنوانسیون بین المللی رامسر حایز اهمیت جهانی شناخته شد و در فهرست تالابهای بین المللی به ثبت رسید
گاوخونی روزی بهشت پرنده های و بویژه میزبان پرندگان مهاجری بود که گاه بیش از هزار کیلومتر راه برای رسیدن به آن طی می کردند ولی یکی دو سال پیش از خشک شدن زاینده رود (حدود سال1378) خشک شد.علت اصلی این خشکی،از یک سو برداشتهای زیاد از رودخانه برای کاربریهای مختلف و از سوی دیگر کم آبی زاینده رود در اثر خشکسالی بود. پس از پایان دوره خشکسالی وضعیت آب تالاب تا حدودی بهبود پیدا کرد ولی دیگر به اندازه سالهای قبل از خشکسالی نرسید
گاوخونی از زاینده رود سهم دارد و این سهم چیزی نیست که اکولوژیستهای امروزی تعیین کرده باشند. برای این تالاب در طومار شیخ بهایی حقابه تعریف شده است. پیشینیان ما بصیرت اکولوژیکی داشتند.آنها با طبیعت آشتی بودند.آنها با طبیعت بودند نه بر طبیعت. امروز با وجود حقابه پنج ونیم متر مکعب در ثانیه ای که برای گاوخونی تعیین شده سهم آن از زاینده رود تنها مقدار کمی آب است که با فاضلابها وپسابهای شهری،صنعتی و وزهابهای کشاورزی مخلوط شده و مقدار زیادی ازآلاینده های مختلف را وارد تالاب می کند ولی با این وجود هنوز هم زیباست و هنوز هم تعدادی پرنده در آن مهمان هستند
چند سال پیش از یکی از متخصصان معروف اکوتوریسم اروپا که از نقاط مختلفی در طول زاینده رود دیدن کرد، پرسیدم از نظر شما بهترین منقطه زاینده رود برای اکوتوریسم کدامست؟ گفت تالاب گاوخونی و جالب این که این در زمان کم آبی شدید تالاب بود! حقیقت آن است که اگر حقابه این تالاب تامین شود و اگر برای جذب اکوتوریست برنامه ریزی شود و اگر... و اگر.. .و اگر... ،این منطقه می تواند بدون نیاز به ایجاد کارخانه ذوب آهن و فولاد و … و بدون تخریب محیط درآمد خوبی را برای ساکنان اطراف آن ایجاد کند
در حال حاضر پرندگان آبزی و کنارآبزی مهمترین جانوران این تالاب هستند و پیشتر نیز چند نوع ماهی و دوزیست در اینجا زندگی می کردند
شما را به دیدن صحنه هایی از تالاب گاوخونی دعوت می کنم
۲۱ دی ۱۳۸۶
۰۹ دی ۱۳۸۶
۲۹ مهر ۱۳۸۶


کافی است از آن پیروی کنیم
۲۰ مهر ۱۳۸۶
این چند روز که رسانه ها نام برندگان جایزه های پزشکی و شیمی و... نوبل را اعلام می کردند منتظر بودم ببینم جایزه امسال صلح نوبل را چه کسی می برد. با توجه به روند انتخاب کاندید های این جایزه که از سال 2004 با انتخاب خانم وانگاری ماآتایی بنیانگذار جنبش کمربند سبز کنیا زیست محیطی شده بود، احتمال می دادم که برنده امسال هم یک فعال محیط زیست باشد. اول فکر کردم خانم واندانا شیوا دانشمند و فعال هندی برنده باشد ولی بعد با توجه به گرایشهای ضد سرمایه داری و انتقاداتش از سیاستهای زیست محیطی و اقتصادی آمریکا دیدم احتمال آن کم است. بهر حال منتظر بودم تا این که بالاخره امروز از سی ان ان شنیدم که آقای ال گور برنده این جایزه است!او همان سازنده فیلم حقیقت ناگوار است که در هشتمین نوشتار این وبلاگ، درباره فیلمش نوشته بودم.
این گرایش زیست محیطی در جوایز نوبل قابل تامل است. فکر می کنم از یک سو نشان دهنده اهمیت زیاد فعالیتهای زیست محیطی است و از سوی دیگر بیانگر تاثیر کاملا ریشه ای سلامت محیط زیست در همه جوانب زندگی انسان از جمله تحقق صلح است
برنده شدن آقای ال گور را به دوستداران محیط زیست تبریک می گویم
۱۱ مهر ۱۳۸۶
شما خر هستید
این پیام بسیاری از برنامه های صدا و سیما به مردم است! امشب به طور اتفاقی برنامه ای را از شبکه پنج(صدا و سیمای اصفهان ) دیدم که باعث شد از کوره در بروم. برنامه در مورد اختلاف طبقاتی و عدالت اجتماعی بود. بعد از برنامه تلفن تماس با برنامه اعلام شد ولی طبق معمول برنامه های مشابه، تلفن مرتب بوق اشغال می زد. بنابراین تصمیم گرفتم تا حرفهایم را اینجا بیان کنم
در این برنامه گزارشی از یکی از محلات حاشیه شهر اصفهان تهیه شده بود و گزارشها و مصاحبه هایی هم از تعدادی عابر در مناطق به ظاهر مرفه و چند مصاحبه هم با چند نفر به قول خودشان کارشناس. محتوای برنامه در نکوهش تجمل گرایی بود و اینکه فقر در اثر تجمل گرایی به وجود می آید. معیارهای فقرچیزهایی بودند مثل خانه های نیمه تمام- بدون نازک کاری- وبدون امکانات معمول ،تعداد پیتزاها و اسنک و کبابهای خورده شده- ویا نشده- در سال. معیارهای ثروت و تجمل هم چیزهایی بودند از عینک آفتابی و لباسهای مارک دار وگران قیمت و داشتن سگ خانگی.
کارشناسان برنامه هم چند معمم و شبه معمم بودند. مثل خیلی از برنامه های صدا و سیما، گزارشگر سوالات جهت دار و خاصی را از مردم می پرسید و بعد هم قسمتهای دلخواه پاسخها به نحو دلخواه سر هم شده بود تا نتیجه دلخواه " صدا و سیمایی" از آن عاید شود
کل نتیجه برنامه این بود که افراد مرفه جامعه مسوول محرومیت و فقر هستند و اگر اینها تجمل گرا نباشند و به افراد فقیر کمک کنند واگر همه مسایل دینی را رعایت کنند و خمس و زکات بدهند مشکل فقر و محرومیت حل می شود. اگر چه می شود روزها در این مورد بحث کرد اما چون همه در این کشور زندگی می کنیم و اینگونه برنامه ها برایمان تازگی ندارد فقط به ذکر مطالب زیر اکتفا می کنم
آمارگیری با آن همه هزینه و بودجه ملی برای چیست؟چرا به زبان آمار حرف نمی زنید؟ چه تعداد از افراد جامعه زیر خط فقر- با تعریف علمی و جهانی آن- هستند وچه تعداد زیر خط فقرمن درآوردی دولت ایران؟ چند در صد از افراد سگ نگه می دارند یا عینک آفتابی و لباس مارک دار می خرند و اگر اینها را نداشته باشند چند در صد جمعیت زیرخط فقر به بالای آن می روند؟
چرا این همه حاشیه نشینی و مهاجرت به شهرهای بزرگ وجود دارد؟! چرا اصفهان – به گفته رییس مرکز آمار ایران- دومین شهر مهاجر پذیر بعد از تهران است؟ و آیا قرار است همه از چهار محال و بختیاری،کهکیلویه و بویر احمد و ... به اصفهان بیایند و در محلات دلخواهشان ساکن شوند؟ آیا مشکل مسکن خود اصفهانی ها حل شده است؟اصفهان تا کی و تا کجا می تواند رشد کند؟ه
گزارشگر برنامه از دختر بچه ای می پرسید وقتی می بینی دوستانت چیزی دارند و تو نداری آیا دلت نمی سوزد !!! آیا آموزش حسرت خوردن وایجاد کینه نسبت به همسالانی که ابتدایی ترین امکانات با هزینه های هنگفت و به قیمت فرسودگی والدین برای آنها تهیه شده ، جزو وظایف جدید صدا و سیما است؟
مگر امسال، سال اتحاد ملی اعلام نشده است؟ آیا فرافکنی مشکلات کشوراز طریق به جان هم انداختن گروههای مختلف مردم در جهت وحدت و انسجام ملی است؟ه
راستی!درآمدهای نفت بشکه ای 80 دلار در کجا مصرف می شود؟ه
آیا درکشورهایی مانند سوئد که نفت وگاز و انواع منابع را ندارند عدالت اجتماعی چطور ایجاد شده؟آیا اینها با پرداخت به موقع خمس و زکات و انجام وظایف دینی و پرهیز از تجمل گرایی عدالت را ایجاد کرده اند؟ه
راستی، اجناس لوکس خارجی و لباسهای مارک دار را چه کسانی به کشور وارد می کنند و انحصار آن در دست چه کسانی است؟ه
آیا با داشتن بعضی عناوین اجتماعی مانند حاج آقا و کارهایی مثل افطاری دادن و مدرسه ساختن و ... می شود آدم خوبی شد و اثرات رانتهای رنگارنگ را از بین برد؟ آیا اگر من در بازار روزی چند میلیون در بیاورم و لباس مارک دار و ... نداشته باشم و در محلات سنتی زندگی کنم مساله حل می شود؟ه
ظاهرا مسئولین ما برای از بین بردن اختلاف طبقاتی تصمیم گرفته اند طبقه مرفه _ آن هم فقط بخشی ازاین طبقه - را از بین ببرند تا جامعه یکدست فقیر و محروم شود
امروزه یکی از سیاستهای کارای دنیا برای مبارزه با فقر،تخصیص درست منابع است و سیاست دیگر توانمند سازی. اما در ایران سیاست گداپروری و مهرورزی را در پیش گرفته ایم که عبارت است از فقیر کردن همه و بعد بخشیدن پولی بخور و نمیر به آنها از کیسه خودشان
اگر می توانید سخنرانی مهاتیر محمد- رییس جمهور پیشین مالزی-در دانشگاه اصفهان یا مصاحبه اش با صدا و سیما را گیر بیاورید و ببینید تفاوت در دو کشور مسلمان از کجا تا کجاست
مسئولان محترم صدا و سیما؛ به خدا ما خر نیستیم! اگرجایی برای بیان حرفهایمان داشتیم شاید باورتان می شد
۰۶ مهر ۱۳۸۶
یکی از دوستان که مطلب قبل را خوانده بود،با ارسال نامه ای از رفتن یک دوست مشترک اظهارتاسف کرده بود.من اطلاعی از رفتن آن دوست مشترک نداشتم وتازه این موضوع را فهمیدم. بهر حال دوست دیگری هم رفت. یکی دیگر ازآن کسانی که نه تنها ازنظر تخصص که از لحاظ رفتار ومنش هم برای این کشور یک سرمایه به حساب می آیند
۳۱ شهریور ۱۳۸۶
همین یکی دو هفته پیش بود که یکی از دوستان رفت.با خانواده رفت. فعلا به بهانه ادامه تحصیل و بعدا...؟! تا چه پیش آید.همه متاثر بودند.چه آنها که می رفتند و چه آنها که شاهد رفتن بودند.فضای غمبار و تامل برانگیزی بود
یکی از جنبه اصلی توسعه پایدار،جنبه اجتماعی آن است. وجنبه های دیگر،جنبه های اقتصادی و اکولوژیکی هستند. برای تحقق توسعه پایدارلازم است علاوه برحفظ سلامت و تمامیت اکوژیکی، کشورها دارای اجتماع و اقتصاد سالم و پویا هم باشند. در یک کلام، مردم یک کشور باید چشم انداز "امیدوارکننده" ای را پیش روی خود بینند. درکشوری که دغدغه بسیاری از مردم گریز از آینده مبهم و تاریک است،نه توسعه پایدار امکان تحقق دارد و نه محیط زیست می تواند حفظ شود.آمار موثقی ندارم ولی تا جایی که شنیده ام بیش از چهار میلیون نفر از هموطنان ما در گوشه وکنار دنیا به سر می برند. و دیگر هموطنان هم … ! فقط کافی است سری به یکی از سفارتخانه های کشورهای پیشرفته و حتی بعضی از کشورهای در حال توسعه بزنید در این مورد باز هم خواهم نوشت


























