سال میلادی جاری که هنوز نیمی از آن باقی مانده است سال پرخبری بود برای موضوعات هسته ای.فاجعه فوکوشیما در ژاپن؛رای مردم آلمان به کنار گذاشتن انرژی هسته ای؛رای منفی مردم ایتالیا به انرژی هسته ای؛تصمیم فرانسه برای ادامه تولید انرژی هسته ای؛تصمیم روسیه به افزایش تولید انرژی هسته ای و سرانجام آتش سوزی جنگل در نزدیکی آزمایشگاه تسلیحات هسته ای آمریکا در ایالت نیومکزیکو.باید دید نیمه دیگر سال چه پیش خواهد آمد؟
۰۹ تیر ۱۳۹۰
۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۰
نمی دانم روابط ایران و مصر در چه وضعی است ولی اگر مصر به ایرانیان ویزا بدهد،کنفرانس بین المللی محیط زیست و علوم زیستی که از 29مهرتا اول آبان امسال در قاهره برگزار می شود،فرصتی است برای کسانی که می خواهند در این زمینه مقاله ای ارایه کنند یا از نتیجه پژوهشها و کارهای دیگران بهره مند شوند. موضوعاتی که برای آن فراخوان مقاله داده شده است در شش گروه دسته بندی شده و آنقدر گسترده است که تقریبا کسی را ناامید نمی کند-هرچند این گستردگی ممکن است از اعتبار علمی چنین کنفرانسهایی بکاهد.شش عنوان کلی اعلام شده در این کنفرانس عبارتند از:
- مهندسی شیمی،مهندسی محیط زیست و مهندسی فرایند
- اصول مقدماتی شیمی و مهندسی شیمی
- رهیافتهای چندسطحی و/یا چندرشته ای
- روشها و ابزارهای سیستماتیک برای مدیریت پیچیدگی
- تلفیق علوم زیستی و مهندسی
- سازوکارهای زیست محیطی
برای اطلاع بیشتر می توانید وبسایت کنفرانس را ببینید.
۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۰
باران بهاری
دو سه هفته پیش وقتی آخرین باران بهاری اصفهان بارید،من در یکی از شهرستانهای غرب اصفهان بودم و پشت یک پنجره باران تند بهاری را تماشا می کردم. پیرمرد تکیده روستایی هم درکنارم بود. همزمان با صدای باران وتگرگ صدای پیرمرد را می شنیدم که مرتب تکرار می شد:" خدایا صدهزاربارشکرت". نگاهم را از پنجره به سوی او برگرداندم و دیدم چشمان قرمز او هم بشدت می بارد...
۰۳ فروردین ۱۳۹۰
شمشیر فروافتاد
احتیاط دولت ژاپن در اعلام میزان تشعشعات اتمی پس از فاجعه نیروگاه هسته ای فوکوشیما هیچ کمکی به دولت این کشور نکرد.بروز حادثه در چهار راکتور این نیروگاه، تشعشعات را تاحد فاجعه آمیزی افزایش داد تا جایی که وجود آلودگی رادیواکتیو ابتدا در اسفناج و بعد در شیر تولید شده در نزدیکی نیروگاه فوکوشیما،و سرانجام در آب آشامیدنی شهر توکیو و پنج منطقه دیگرتایید شد. میزان آلودگی در شیر و اسفناج بیش از حد مجاز و در آب آشامیدنی کمتر از حد مجاز اعلام شده است. شیر و اسفناج آلوده به نقاط دیگر ژاپن هم ارسال شده اند.
این میزان آلودگی در آب و مواد غذایی درحالی است که باد به فرشته نجات ژاپن تبدیل شد و آلاینده ها را به سمت اقیانوس برد و از افزایش شدت آلودگی و گسترش سطح آن جلوگیری کرد.اما روی دیگر سکه، آلودگی بالای آب اقیانوس است. در محیط زیست "دور" واژه معناداری نیست. میزان ید 131 آب اقیانوس از حد مجاز فراتر رفته ومیزان سزیم134 به بیست و چهار برابر و سزیم137به شانزده برابر حد مجاز رسیده است. طبق اصل بزرگنمایی اکولوژیکی(تجمع زیستی) این آلاینده ها در بدن موجودات زنده،بویژه آبزیان که غذای اصلی مردم ژاپن محسوب می شوند ذخیره شده و سرانجام به بدن انسانها خواهند رسید. بعلاوه،گفته شده درصورت تغییر جهت باد،تخلیه شهر 35میلیونی توکیو هم دوراز تصور نخواهد بود.
اینها همه مربوط به مشکل چهار راکتور است و مسئولان می کوشند از وقوع حادثه احتمالی در دو راکتور دیگر جلوگیری کنند.
شمشیر داموکلس فروافتاده است. مشهور است که داموکلس یکی از درباریان دیونیزوس -از پادشاهان سیراکوز- به موقعیت او رشک می برده و او را خوشبخت ترین فرد می دانسته است.این سخن به گوش پادشاه می رسد و او را به کاخ دعوت می کند و ضمن پذیرایی مفصل از او می خواهد تا بر تخت جلوس کند. در اواخر ضیافت داموکلس متوجه می شود که شمشیری بزرگ با مویی از دم اسب بالای سر او آویزان است.وحشتزده از پادشاه دلیل آن را می پرسد و شاه می گوید این نمادی است برای یادآوری خطری که هرلحظه متوجه موقعیت پرقدرت و ثروت اوست.
نیروگاههای هسته ای اگرچه تاکنون برق زیادی برای کشورهای صنعتی تولید کرده اند،اما درحقیقت همان شمشیر تیزی هستند که بالای سر انسان و محیط زیستش آویخته شده اند. تعداد کسانی که درباره خطرات استفاده از این فناوری هشدار داده اند کم نیست. درحقیقت تعداد این افراد آنقدر زیاد بوده که باعث به راه افتادن جنبشهای ضد هسته ای گسترده و نیرومندی ازدهه 1970 در اروپا و آمریکا شده است. خیلی پیشتر کسانی درمورد شمشیر داموکلس هشدار داده بودند. این هشدارها اگرچه جلوی افزایش سریع این نیروگاهها را گرفت ولی دربرچیدن نیروگاههای هسته ای چندان موفق نبود.
نیروگاه هسته ای فوکوشیما تنها یکی20 نیروگاه هسته ای ژاپن است و ژاپن کشوری است که سرنوشت آن با سوانح طبیعی گره خورده است. حالا حتی اگر ژاپن این حادثه را هم بخوبی پشت سر بگذارد،مردمش باید دردغدغه دایمی زندگی کنند. ژاپن کشوری است با منابع محدود و جمعیت بالا،غول صنعتی است، نیاز به انرژی فراوان دارد ومنابع نفت و گاز هم ندارد.پس شاید به استفاده اش از انرژی هسته ای نتوان زیاد خرده گرفت،اما حالا خود ژاپنی ها با این سوال جدی مواجه هستند که آیا ارزشش را داشته است یا نه؟آیا حادثه چرنوبیل هشداری کافی نبوده؟ و آیا لازم است که برای برخورداری از این انرژی درآینده بهای بیشتری بپردازند؟
این پرسش برای کشورهای دارای منابع فراوان نفت و گاز و برخوردار از انرژی فراوان خورشید و باد بسیار جدیتر مطرح است و برای کشوری که نزدیک به یک دهه است همه منابع خود را درجهت ایجاد یک نیروگاه هسته ای به کار گرفته است،به مراتب جدیتر.
آیه 208 سوره شعرا را به یاد داشته باشیم : "ما هیچ شهری را هلاک نکردیم مگر اینکه هشداردهنده ای داشت."
۲۲ اسفند ۱۳۸۹
حادثه عظیم
8/9 عدد بسیار بزرگی برای یک زلزله است. قدرت تخریب زلزله نسبت به شدت آن که با واحد ریشتر بیان می شود به طور تصاعدی افزایش می یابد و به همین دلیل قدرت تخریب زلزله ژاپن واقعا وحشتناک بود. سونامی ناشی از زلزله هم بسیار شدید بود و پرخسارت و پرتلفات. اما سومین پرده از این فاجعه عظیم با دو بخش قبلی آن تفاوت کلی دارد چرا که انسان ساز بود و نه طبیعی. نشت مواد رادیواکتیو ازیکی از نیروگاه هسته ای نزدیک توکیو آنقدر خطرناک است که زلزله 8/9 ریشتری و سونامی عظیم پیش آن رنگ می بازند. هنوز اطلاعات کامل درباره این حادثه منتشر نشده است ولی اعلام شده که میزان نشت دوبرابر شده است. نگرانی از تکرار چرنوبیل دوم کشورهای پیشرفته را فراگرفته است.
این حادثه در ژاپنی پیش آمده که الگو و سرمشق کشورهای جهان در مدیریت سوانح و پیشگیری از آنهاست ومتخصصانش از نظر دقت در کنترل ریسک در جهان شهره اند.
هنوز یک روز از حادثه نگذشته هوادارن محیط زیست در آلمان با تشکیل یک زنجیره انسانی به ادامه فعالیت نیروگاههای هسته ای در این کشور اعتراض کردند و خواستار توقف فعالیت آنها شدند. زنجیر انسانی به طول 45 کیلومتر و تنها یک روز پس از حادثه.دولتمردان آلمان که قبلا تا سال 2020 و بعد تا 2014 تصمیم به پایان دادن به فعالیت این نیروگاهها داشتند و بعد تصمیم به تمدید آن تا سال 2037 گرفتند اکنون با چالشی بزرگ مواجه شده اند:افکار عمومی و خواست مردم آلمان. خواست مردم در کشوری که حق مسلمشان را خودشان تعیین می کنند و نه دولتمردانشان.
۲۱ اسفند ۱۳۸۹
۱۳ اسفند ۱۳۸۹
طنز تلخ اصفهان
خبری به دستم رسید مبنی بر انتشار یک نشریه طنز به نام نیازطنزیها به سفارش کمیته فرهنگ شهروندی شهرداری اصفهان. خواستم در وبلاگ خانه کاریکاتور اصفهان که این خبر را منتشر کرده نظرم را بنویسم ولی بعد تصمیم گرفتم همینجا بنویسم.
دوست دارم بدانم این نشریه سفارشی، درمورد فجایع شهرداری ساخته و ماندگار در تاریخ چه خواهد گفت و نوشت و کشید؟ درمورد مترو و سی و سه پل، درمورد ارگ جهان نما، درمورد برج کنار پل مارنان،درموردساختمانهای بالارونده و خیابانهای تنگ شونده،درمورد کیفیت فروافتنده زندگی در اصفهان،درمورد خشکانیدن رگ حیات اصفهان- زاینده رود، درموردتراکم فروشی،درموردشهرفروشی،در مورد اصفهان فروشی،درمورد فروش یکی از زیباترین شهرهای جهان،درمورد انهدام اصفهان در زیر پوست بزک کرده اش،درمورد ...
۲۹ بهمن ۱۳۸۹
پسماندهای صنعتی
بتازگی کتابی با عنوان راهنمای کاربردی پسماندهای صنعتی به بازار آمده است. مهندس مجتبی حبیبی نژاد مولف این کتاب هدف از چاپ آن را ارایه راهکار درمورد چگونگی مدیریت پسماندها با تاکید بر بهره وری ذکر کرده است. همچنین مولف به مناسبت چاپ کتاب،وبلاگی را نیز با عنوان مدیریت پسماندهای صنعتی ایجاد کرده است. تخصصی بودن موضوع این وبلاگ می تواند یکی از نقاط قوت آن باشد.برای مولف کتاب آرزوی موفقیت می کنم و امیدوارم این وبلاگ و کتاب بتواند به کاهش معضل پسماندهی صنعتی در کشور کمک کند.
۱۵ بهمن ۱۳۸۹
۰۵ بهمن ۱۳۸۹
۲۴ دی ۱۳۸۹
گابریل گیفوردز
در مقاله ای خواندم که گابریل گیفوردز، نماینده زن دموکرات مجلس آمریکا که چند روز پیش مورد حمله تروریستی قرار گرفت،یکی از فعالترین نمایندگان آمریکا در زمینه محیط زیست است و کارنامه درخشانی را از خود در این زمینه به جا گذاشته است. او در سال 2005 جایزه "موثرترین بازیگر" را از شعبه گراند کانیون موسسه سیراکلوب برای "تعهد تزلزل ناپذیر در حفاظت از محیط زیست" دریافت کرده است. گیفوردز مدافع اصلی انرژی خورشیدی و دیگر انرژیهای نو در آمریکاست و از تغییر قانون برای کاهش میزان انتشار گازهای گلخانه ای در ایلات متحده امریکا و همچنین از افزایش راندمان سوخت خودروها نیزحمایت کرده است.
او با نگرانی از اثرات زیست محیطی دیواری که قرار است بین مکزیک و آمریکا احداث شود، برنامه ای را برای پایش زیست محیطی این پیامدهای احتمالی توسط چند سازمان دولتی و غیردولتی ارایه کرده است. حفاظت از رودخانه های آریزونا،حمایت از اراضی دولتی دربرابر معدنکاری و دیگر انواع توسعه و گسترش پارک ملی ساگوارو از دیگر فعالیتهای اوست.
گیفوردز که برای اعضای سیرا کلوب در آریزونا یک قهرمان به شمار می رود،تعهد ش به محیط زیست را در زندگی خصوصی اش نیز نشان داده است. درسال 2007 در زمان ازدواج با مارک کلی،ستاره شناس ناسا،اصرار کرد که هرچیزی که در مراسم ازدواج او استفاده می شود باید قابل بازیافت یا قابل استفاده دوباره و یا قابل تجزیه زیستی باشد. او لباس عروسی خود را نیز از یکی از دوستان خانوادگی قرض گرفته بود.
طبق تازه ترین گزارشها گابریل گیفوردز از خطر مرگ نجات یافته است.
در مقاله ای خواندم که گابریل گیفوردز، نماینده زن دموکرات مجلس آمریکا که چند روز پیش مورد حمله تروریستی قرار گرفت،یکی از فعالترین نمایندگان آمریکا در زمینه محیط زیست است و کارنامه درخشانی را از خود در این زمینه به جا گذاشته است. او در سال 2005 جایزه "موثرترین بازیگر" را از شعبه گراند کانیون موسسه سیراکلوب برای "تعهد تزلزل ناپذیر در حفاظت از محیط زیست" دریافت کرده است. گیفوردز مدافع اصلی انرژی خورشیدی و دیگر انرژیهای نو در آمریکاست و از تغییر قانون برای کاهش میزان انتشار گازهای گلخانه ای در ایلات متحده امریکا و همچنین از افزایش راندمان سوخت خودروها نیزحمایت کرده است.
او با نگرانی از اثرات زیست محیطی دیواری که قرار است بین مکزیک و آمریکا احداث شود، برنامه ای را برای پایش زیست محیطی این پیامدهای احتمالی توسط چند سازمان دولتی و غیردولتی ارایه کرده است. حفاظت از رودخانه های آریزونا،حمایت از اراضی دولتی دربرابر معدنکاری و دیگر انواع توسعه و گسترش پارک ملی ساگوارو از دیگر فعالیتهای اوست.
گیفوردز که برای اعضای سیرا کلوب در آریزونا یک قهرمان به شمار می رود،تعهد ش به محیط زیست را در زندگی خصوصی اش نیز نشان داده است. درسال 2007 در زمان ازدواج با مارک کلی،ستاره شناس ناسا،اصرار کرد که هرچیزی که در مراسم ازدواج او استفاده می شود باید قابل بازیافت یا قابل استفاده دوباره و یا قابل تجزیه زیستی باشد. او لباس عروسی خود را نیز از یکی از دوستان خانوادگی قرض گرفته بود.
طبق تازه ترین گزارشها گابریل گیفوردز از خطر مرگ نجات یافته است.
۱۹ دی ۱۳۸۹
زاینده رود و اکوسیستم
در حالی که از زاینده رود در محدوده ای که از اصفهان خارج می شود جز ماندابی باقی نمانده است در خبرها با افتخار نوشته می شود:آب زاينده رود به مهريز یزد رسيد. این بیان مسئله به زبان ساده است اما کمی تخصصی،می تواند به این شکل بیان شود.
هر اکوسیستمی دارای تعدادی پارامترهای طبیعی یا اکولوژیکی است، مانند نور،خاک،آب، دما و ... .این که یک اکوسیستم چقدر غنی است و چه میزان تولید دارد بسته به میزان وجود این عوامل و تناسب بین آنها دارد. اما مهمتراز این غنا، سلامت و درواقع پایداری یک اکوسیستم است.به این معنا که این اکوسیستم غنی و یا فقیر تا چه حد می تواند به حیات خود ادامه دهد و از هم نپاشد. خارج کردن آب به عنوان یکی از مهمترین پارامترهای اکولوژیکی از اکوسیستمی که قبلا درحالت تعادل بوده، این تعادل را به هم می زند و بسته به شدت و نحوه کاهش این پارامتر می تواند به فروپاشی و قهقرای آن بیانجامد.
نکته شایان توجه: این اتفاق چند سال است که شروع شده و در حال وقوع است ولی نخواسته ایم و یا نتوانسته ایم آن را گزارش کنیم.
در حالی که از زاینده رود در محدوده ای که از اصفهان خارج می شود جز ماندابی باقی نمانده است در خبرها با افتخار نوشته می شود:آب زاينده رود به مهريز یزد رسيد. این بیان مسئله به زبان ساده است اما کمی تخصصی،می تواند به این شکل بیان شود.
هر اکوسیستمی دارای تعدادی پارامترهای طبیعی یا اکولوژیکی است، مانند نور،خاک،آب، دما و ... .این که یک اکوسیستم چقدر غنی است و چه میزان تولید دارد بسته به میزان وجود این عوامل و تناسب بین آنها دارد. اما مهمتراز این غنا، سلامت و درواقع پایداری یک اکوسیستم است.به این معنا که این اکوسیستم غنی و یا فقیر تا چه حد می تواند به حیات خود ادامه دهد و از هم نپاشد. خارج کردن آب به عنوان یکی از مهمترین پارامترهای اکولوژیکی از اکوسیستمی که قبلا درحالت تعادل بوده، این تعادل را به هم می زند و بسته به شدت و نحوه کاهش این پارامتر می تواند به فروپاشی و قهقرای آن بیانجامد.
نکته شایان توجه: این اتفاق چند سال است که شروع شده و در حال وقوع است ولی نخواسته ایم و یا نتوانسته ایم آن را گزارش کنیم.
۱۴ دی ۱۳۸۹
خوردروی پاک
چند سال است اخباری مبنی بر ساخت خوردرویی توسط یک مهندس فرانسوی در رسانه ها منتشر شده است،خودرویی که نیاز به سوخت فسیلی و یا برق ندارد و می تواند با هوای فشرده کار کند .پیشتر زمان ورود این خودرو به بازار سال 2011 اعلام شده بود.اگرچه بحثهایی بر سر معایب و نقاط ضعف این خوردرو وجود دارد،ولی به هیچوجه نمی توان منکر مزایای بزرگ آن شد.حتی تصور خوردوی بی نیاز از سوختهای فسیلی و بدون آلودگی هم هیجان انگیز است. در آغازاین سال جدید میلادی باید منتظر بود و دید آیا این نقطه عطف زیست محیطی به حقیقت خواهد پیوست؟
۰۳ دی ۱۳۸۹
درباره مهار بیابان زایی
امروز بعد از مدتها خواستم سری بزنم به وبلاگ محمد درویش- مهار بیابان زدایی- در گوگل جستجو کردم و روی یکی از لینکها کلیک کردم و صفحه فیلترینگ آمد. تعجب کردم و لینکهای دیگر را امتحان کردم و خوشبختانه ارتباط برقرار شد. در آخرین مطلبی که سه روز پیش او روی وبلاگ گذاشته دو مورد هست. یکی درباره فیلتر شدن وبلاگ که با توجه به آنچه شرح دادم احتمالا مشکلی بوده که-اگرچه نه به طور کامل،ولی بهرحال- رفع شده است،البته هنوز تعداد زیادی از تصاویر فیلتر است که این مورد تازه ای نیست و در بسیاری از سایتها و وبلاگها از جمله همین توسعه پایدار هم مدتهاست اتفاق افتاده است. بهرحال از دیدن دوباره این وبلاگ در دنیای مجازی خوشحالم. اما مطلب دیگری که درویش روی وبلاگش گذاشته درباره یکی از ابیات معروف فردوسی است:
دریغ است ایران که ویران شود - - - کنام پلنگان و شیران شود
و بعد از فردوسی از برای این دیدگاهش به این ثروتهای بزرگ طبیعت گله کرده است. اعتراف می کنم که من هم گاهی به دلیل تعصب زیست محیطی هنگام مرور این بیت در ذهنم احساس خوبی نداشته ام، ولی آشکار است که منظور این حکیم فرزانه،نه شیر و پلنگ که انسانهای درنده خو و خالی از صفات انسانی است.محمد درویش نوشته "فردوسی بزرگ اشتباه کرده است" که به نظر من این اظهار نظر شتابزده و بی پروایی است در مورد کسی که واژه حکیم با نام او تجسم می یابد. من فردوسی شناس نیستم و مطالعه اندکی درباره او دارم. اما در مورد جایگاه بلند طبیعت نزد فردوسی شک ندارم و این را می توان با نگاهی به شاهنامه و یا مرور بعضی مقالات نوشته شده در این باره دریافت. برای امتحان سری به سایت گنجور زدم و شیر و پلنگ را جستجو کردم. چون در حوصله این نوشتار -و البته درتخصص من هم - نیست از ذکر یافته ها خودداری می کنم و به علاقه مندان توصیه می کنم خودشان این جستجو را انجام دهند و نتایج را ببینند. به طور خلاصه می توان گفت شاعری که بسیاری از قهرمانان محبوبش را به شیر و پلنگ تشبیه و یا با آنها مقایسه می کند،نمی تواند نظر بدی نسبت به این جانوران داشته باشد و داوری درباره دیدگاههای شاعران بدون توجه به صنایع ادبی امکان پذیر نیست. وانگهی حتی اگر نظر فردوسی خلاف این هم باشد-که نیست!- درنظر گرفتن شرایط زمانی و مکانی از دیگر الزامات نقد ادبی است و در زمان فردوسی بحرانی به نام محیط زیست وجود نداشته است.
امروز بعد از مدتها خواستم سری بزنم به وبلاگ محمد درویش- مهار بیابان زدایی- در گوگل جستجو کردم و روی یکی از لینکها کلیک کردم و صفحه فیلترینگ آمد. تعجب کردم و لینکهای دیگر را امتحان کردم و خوشبختانه ارتباط برقرار شد. در آخرین مطلبی که سه روز پیش او روی وبلاگ گذاشته دو مورد هست. یکی درباره فیلتر شدن وبلاگ که با توجه به آنچه شرح دادم احتمالا مشکلی بوده که-اگرچه نه به طور کامل،ولی بهرحال- رفع شده است،البته هنوز تعداد زیادی از تصاویر فیلتر است که این مورد تازه ای نیست و در بسیاری از سایتها و وبلاگها از جمله همین توسعه پایدار هم مدتهاست اتفاق افتاده است. بهرحال از دیدن دوباره این وبلاگ در دنیای مجازی خوشحالم. اما مطلب دیگری که درویش روی وبلاگش گذاشته درباره یکی از ابیات معروف فردوسی است:
دریغ است ایران که ویران شود - - - کنام پلنگان و شیران شود
و بعد از فردوسی از برای این دیدگاهش به این ثروتهای بزرگ طبیعت گله کرده است. اعتراف می کنم که من هم گاهی به دلیل تعصب زیست محیطی هنگام مرور این بیت در ذهنم احساس خوبی نداشته ام، ولی آشکار است که منظور این حکیم فرزانه،نه شیر و پلنگ که انسانهای درنده خو و خالی از صفات انسانی است.محمد درویش نوشته "فردوسی بزرگ اشتباه کرده است" که به نظر من این اظهار نظر شتابزده و بی پروایی است در مورد کسی که واژه حکیم با نام او تجسم می یابد. من فردوسی شناس نیستم و مطالعه اندکی درباره او دارم. اما در مورد جایگاه بلند طبیعت نزد فردوسی شک ندارم و این را می توان با نگاهی به شاهنامه و یا مرور بعضی مقالات نوشته شده در این باره دریافت. برای امتحان سری به سایت گنجور زدم و شیر و پلنگ را جستجو کردم. چون در حوصله این نوشتار -و البته درتخصص من هم - نیست از ذکر یافته ها خودداری می کنم و به علاقه مندان توصیه می کنم خودشان این جستجو را انجام دهند و نتایج را ببینند. به طور خلاصه می توان گفت شاعری که بسیاری از قهرمانان محبوبش را به شیر و پلنگ تشبیه و یا با آنها مقایسه می کند،نمی تواند نظر بدی نسبت به این جانوران داشته باشد و داوری درباره دیدگاههای شاعران بدون توجه به صنایع ادبی امکان پذیر نیست. وانگهی حتی اگر نظر فردوسی خلاف این هم باشد-که نیست!- درنظر گرفتن شرایط زمانی و مکانی از دیگر الزامات نقد ادبی است و در زمان فردوسی بحرانی به نام محیط زیست وجود نداشته است.
در پایان،ضمن آرزوی موفقیت برای وهمه نویسندگان و کوشندگان جولانگاه محیط زیست ایران از جمله محمد درویش، به او که گفته دلش را شکسته اند می گویم شکستن دل کسانی که از خواسته هایی فراتر از خود دارند رسم است در این کشور-همچنان که سلطان محمود دل فردوسی را شکست- پس دل قوی دار و همت بلند و سرزنشها گر کند خار مغیلان غم مخور!
۱۸ آذر ۱۳۸۹
۱۰ آذر ۱۳۸۹
۰۹ آذر ۱۳۸۹
آلودگی هوا
رسیدن میزان آلودگی هوا به سطح اضطرار باعث سه روز تعطیلی اصفهان و بعضی از شهرهای اطراف آن شد. درمورد توسعه بی رویه و تجمع صنایع اطراف اصفهان و نقش آن در آلودگی زیاد گفته شده اما نکته جالب و نسبتا تازه استقبال از انتقال وزارتخانه ها به شهر اصفهان است. بنابراین همزمان شاهد انتشاردو خبر در خبرگزاریها هستیم.اول: تعطیلی سه روزه اصفهان به دلیل آلودگی از قول استاندار و دوم: پیشتازی اصفهان در پذیرش کارمندان انتقالی از تهران ازقول معاون استاندار. بنابراین می شود فهمید که با ادامه این روند نه تنها خبری از کاهش آلودگی هوا نخواهد بود که وضعیت بدتر هم خواهد شد.اما واقعا به کجا می شود گریخت؟!
رسیدن میزان آلودگی هوا به سطح اضطرار باعث سه روز تعطیلی اصفهان و بعضی از شهرهای اطراف آن شد. درمورد توسعه بی رویه و تجمع صنایع اطراف اصفهان و نقش آن در آلودگی زیاد گفته شده اما نکته جالب و نسبتا تازه استقبال از انتقال وزارتخانه ها به شهر اصفهان است. بنابراین همزمان شاهد انتشاردو خبر در خبرگزاریها هستیم.اول: تعطیلی سه روزه اصفهان به دلیل آلودگی از قول استاندار و دوم: پیشتازی اصفهان در پذیرش کارمندان انتقالی از تهران ازقول معاون استاندار. بنابراین می شود فهمید که با ادامه این روند نه تنها خبری از کاهش آلودگی هوا نخواهد بود که وضعیت بدتر هم خواهد شد.اما واقعا به کجا می شود گریخت؟!
۱۱ مهر ۱۳۸۹
درباره زاینده رود در این وبلاگ زیاد نوشته ام و حالا هم نمی خواهم چیز جدیدی اضافه کنم. فقط 2 نکته را می گویم .نخست؛ 18 مهر روززاینده رود نزدیک می شود و دوم؛ با توجه به روند سفیهانه توسعه در حوضه این رود و حتی در حوضه های مجاور،چشم انداز آینده وضعیت این رودخانه امیدوار کننده نیست. برای دیدن مطالب قبلی درباره زاینده رود می توانید "زاینده رود" را در جعبه جستجوی بالای صفحه وبلاگ وارد کنید.
۱۶ شهریور ۱۳۸۹
وحشیگری پیشرفته
" زنی که 181 بال مرغ را در 12 دقیقه خورد".این عنوان آخرین گلچین ویدیویی است که امروز در صفحه اصلی یاهو گذاشته شده بود. گهگاه شاهد بعضی از این گزارشهای تصویری در شبکه های تلویزیونی یا اینترنت هستیم. به نظر من مسابقات پرخوری و تبلیغ آن، تبلیغ وحشیگری است. وحشیگری در حق حیواناتی که کشته و خورده می شوند،وحشیگری در حق آنهایی که دچار سوتغذیه شده اند،وحشیگری در حق خود کسی که مسابقه پرخوری می دهد و وحشیگری در حق محیط زیستی که برای تامین خوراک معمولی نزدیک به 7میلیارد انسان ساکن زمین هم مشکل جدی دارد،چه برسد به خوردنهای سادیستی بعضی انسانها. البته،نکته ظریف این است که مسابقات لاغری هم توسط همین رسانه ها برگزار و پخش می شود.
" زنی که 181 بال مرغ را در 12 دقیقه خورد".این عنوان آخرین گلچین ویدیویی است که امروز در صفحه اصلی یاهو گذاشته شده بود. گهگاه شاهد بعضی از این گزارشهای تصویری در شبکه های تلویزیونی یا اینترنت هستیم. به نظر من مسابقات پرخوری و تبلیغ آن، تبلیغ وحشیگری است. وحشیگری در حق حیواناتی که کشته و خورده می شوند،وحشیگری در حق آنهایی که دچار سوتغذیه شده اند،وحشیگری در حق خود کسی که مسابقه پرخوری می دهد و وحشیگری در حق محیط زیستی که برای تامین خوراک معمولی نزدیک به 7میلیارد انسان ساکن زمین هم مشکل جدی دارد،چه برسد به خوردنهای سادیستی بعضی انسانها. البته،نکته ظریف این است که مسابقات لاغری هم توسط همین رسانه ها برگزار و پخش می شود.
لازم است در دنیا کارزارهایی برای پایان دادن به برگزاری مسابقات پرخوری و تبلیغ آن در رسانه ها برپا شود،همانگونه که دو سالی است درمخالفت با نمایشهای گاوبازی این کار انجام شده است. افراد و سازمانهای فعال در زمینه های سلامت، دفاع از حقوق حیوانات و حمایت از محیط زیست می توانند موتورهای اصلی این کارزار باشند.
اشتراک در:
پستها (Atom)


