۳۱ اردیبهشت ۱۳۸۹
۲۶ اردیبهشت ۱۳۸۹
۲۴ اردیبهشت ۱۳۸۹
۲۲ اردیبهشت ۱۳۸۹
۱۹ اردیبهشت ۱۳۸۹
این تعریفی ساده ولی کامل از توسعه پایدار است که اصول مهمی از آن استنباط می شود و این اصول می توانند مبنای بسط و عملیاتی کردن آن قرار گیرند.
متخصصان، توسعه پایدار را توسعه ای می دانند كه دارای سه بعد اقتصادی، اجتماعی و اكولوژیكی بوده و همه این جنبه ها را با هم لحاظ می كند. آنها معتفدند كه غفلت از هر یك از این جنبه ها منجر به ناپایداری توسعه شده و آسیبهای جبران ناپذیری را به جامعه تحمیل می كند.
بنابراین پرهیز از نگرشهای بخشی و مقطعی در توسعه و لحاظ کردن همه جنبه ها باهم و در کنار هم،یکی از الزامات دستیابی به توسعه پایدار است. در زمینه دستیابی به توسعه پایدار دو نکته شایان گفتن است.
اول آن که بنا به گفته متخصصان،توسعه پایدار نه یک مقصد که یک مسیر است. دلیلی که در این زمینه به ذهن من می رسد - و آن را با احتیاط بیان می کنم- وجود اصل نسبیت در پایداری از یکسو و دینامیک بودن خود توسعه و نیز رابطه بین سه مولفه پیش گفته از سوی دیگر است.
و نکته دیگر آن که، متخصصان برای تبدیل توسعه پایدار از یک مفهوم کیفی به واقعیتی کمی و سنجش پذیر، شاخصهایی را پیشنهاد کرده اند که تعداد و نوع آنها در کشورهای مختلف متفاوت است.
در ایران نیز حدود ده سال پیش پروژه ای در این زمینه در دانشگاه تهران تعریف شده بود که از نتیجه نهایی آن اطلاعی ندارم.
تلاش برای ارایه الگوهایی از توسعه پایدار در زمینه های مختلف(از جمله صنعت،كشاورزی،توسعه روستایی، طراحی شهری، مدیریت شهری و خدمات) یکی دیگر از روشهای ترویج توسعه پایدار و دستیابی به آن است که تا کنون در بعضی از نقاط جهان انجام گرفته است.
امروزه پایداری توسعه نه یک انتخاب که یک ضرورت است.ضرورتی که بدون آن توسعه کنونی متزلزل و چشم انداز آینده تاریک خواهد بود.
۱۷ اردیبهشت ۱۳۸۹
می دانم که وجود تعریف و توضیح درباره توسعه پایدار در وبلاگی که این عنوان را برای خود برگزیده ضروری است. بنابراین با پوزش از تاخیری که تا کنون دراین زمینه داشته ام و برای جبران این کاستی،در این نوشتار به این موضوع می پردازم. یادآور می شوم که این نوشته ای نیمه تخصصی با هدف اطلاع رسانی به علاقه مندان به مقوله توسعه پایدار و بازدیدکنندگان این وبلاگ است و نه بیشتر. علاقه مندان به موضوع،برای آگاهی بیشتر و دقیق تر درباره ترمینولوژی توسعه پایدار باید به کتابهای تخصصی در این زمینه مراجعه کنند.
توسعه پایدار کی،چرا و چگونه مطرح شد؟ قسمت اول این نوشته به این پرسشها پاسخ می دهد.
تاريخچه توسعه پایدار
عوارض متعدد و دامنه دار رشد جمعيت و توسعه نامتوازن و شتابانی كه در یک قرن اخير و بويژه پس از جنگ جهانی دوم روی داد موجب نگرانی انديشمندان،دولتمردان و سازمانهای بين المللی شد. در سال ۱۹۶۸ هيات اعزامی از سوئد به سازمان ملل متحد، توجه جامعه بين الملل را به بحران رو به رشد ايجاد شده در محيط زيست جلب كرد و باعث شد تا پس از چهار سال زمينه سازی،اولين كنفرانس سازمان ملل متحد درباره محيط زيست انسانی در سال ۱۹۷۲ در استكهلم برگزار شود.
دستاورد كنفرانس استكهلم،تصويب " بيانيه محيط زيست انسانی" است كه اولين بيانيه مشترك ۱۱۳ كشور درباره محيط زيست انسانی است و خط مشی رفتار زيست محيطی افراد و دولتها را تعيين می كند. دستاورد ديگر اين كنفرانس يك "برنامه كار" وسيع برای جامعه بين الملل به منظور انجام اقدامات فوری زيست محيطی بود.
در دسامبر سال۱۹۸۳ سازمان ملل متحد،با صدورقطعنامه ای كميسيون جهانی محيط زيست و توسعه را به رياست خانم برانتلند،نخست وزير وقت نروژ،تشكيل داد.گزارش اين كميسيون در سال ۱۹۸۷ منتشر شد و حاوی نگرانی های جامعه جهانی از ازدياد شتابان جمعيت، تخريب و تهی شدن سريع منابع،افزايش فقر و به هم خوردن چرخه های طبيعی كره زمين بود. در گزارش ياد شده خانم برانتلند تعريف خود از توسعه پايدار را ارايه كرد. این تعریف بعدها مبنای بسیاری از نوشته ها،پژوهشها و سیاستها در زمینه توسعه پایدار قرار گرفت.
خط فكری موجود درگزارش برانتلند در نهايت منجر به تشكيل اولين كنفرانس جهانی محيط زيست و توسعه سازمان ملل متحد گردید که در سال ۱۹۹۲ در شهر ريودوژانيرو برگزار شد.اين كنفرانس با نام "كنفرانس ريو" يا " اجلاس زمين" هم شناخته می شود. دستاورد مهم اين كنفرانس " دستور كار ۲۱" بود كه پس از مذاكرات نمايندگان ۱۷۲ كشور مستقل شركت كننده به تصويب رسيد.اين دستور كار، راهكارهای توسعه پايدار در زمينه های مختلف را در ۴۰ فصل ارايه می دهد.
۱۰ سال پس از كنفرانس ريو از ۲۶ آگوست تا ۴ سپتامبر ۲۰۰۲ برابر با 4 تا ۱۳ شهريور ۱۳۸۱ دومين گردهمايی بزرگ جهانی با عنوان" اجلاس جهانی توسعه پايدار" در ژوهانسبورگ، پايتخت آفريقای جنوبی برگزار شد.
اجلاس جهانی توسعه پايدار موسوم به اجلاس سران، بزرگترين گردهمايی در ارتباط با محيط زيست بود. ۲۱۳۴۰ نفر شركت كننده ازجمله ۱۰۳ نفر از روسای ۱۰۹كشورهای جهان،يكی از بزرگترين و مهمترين اجلاسهای دهه اخير را تشكيل دادند. نمايندگان سازمانهای دولتی و غيردولتی،بخشهای خصوصی و رهبران بازرگانی، نمايندگان جامعه مدنی و گروهی از انجمنها و جوامع علمی و دانشگاهی گرد هم آمدند تا اصول توسعه پايدار را ترويج كنند.
هدف اصلی اين اجلاس كه در سه سطح سران،وزرا وكارشناسان تشكيل شد،بازبينی تعهدات كشورهای جهان در اجلاس زمين بود. تاكيد اصلی اين كنفرانس بر ۵ موضوع آب ، انرژی ، بهداشت ، كشاورزی و تنوع زيستی بود. در پايان اين اجلاس نيز بيانيه کاری در۱۰ فصل و بيانيه سياسی در ۳۷ بند صادر شد. برنامه کاری اجلاس به مدت حداقل يك دهه برای كليه كشورها لازم الاجراست.
۱۲ اردیبهشت ۱۳۸۹

اما این مرتع و کشتزار وباغ ادامه پیدا نمی کند. چرا که راهش "سد" شده است. 
علاوه بر مراتع و کشتزارهای تراشیده شده وزمینهایی که به زیر آب خواهد رفت، قسمتی از کوه هم تخریب شده تا سد ساخته شود.
نمی دانم این سد که با این همه تخریب و این همه هزینه در اینجا مستقر می شود چه هنری خواهد داشت،اما می دانم که چشمه بخت و اقبال است برای پیمانکارش.اینجا علاوه بر ارزشهای اکولوژیک،فرصتی عالی بوده برای گردشگری طبیعی و توسعه پایداراقتصادی برای مردم محل، که متاسفانه حرام شده است.

۰۹ اردیبهشت ۱۳۸۹
در سال 88، يک ميليون و 348 هزار و 546 واقعه تولد با نرخ 6/18 درصد در هر هزار نفر، 393 هزار و 514 واقعه فوت با نرخ 6/4 درصد در هر هزار نفر، 890 هزار و 208 واقعه ازدواج با نرخ 6/13 درصد در هر هزار نفر و 125 هزار و 747 واقعه طلاق با نرخ 7/1 در هر هزار نفر در کشور رخ داده است.
۰۲ اردیبهشت ۱۳۸۹
این نوشتار که برگردانی از یک مقاله خارجی نوشته شده توسط لاری وســت(Larry West) است را در روز زمین تقدیم می کنم به زمین و همه زیستمندانش بویژه انسانهایی که با آن در صلح زندگی می کنند.
روز زمین نامی است که به دو مراسم سالانه متفاوت داده شده که هدفشان افزایش آگاهی درباره مجموعه ای وسیع از موضوعات و مشکلات زیست محیطی و تشویق مردم به انجام اقداماتی شخصی در ارتباط با این موضوعات و مشکلات است. اگرچه این دو رویداد در سال 1970و با فاصله کمی از هم بنیان نهاده شده و از آن زمان به بعد پذیرش عمومی بیشتری یافتند، ولی به غیر از این هدف مشترک، با هم ارتباطی ندارند.
اولین روز زمین
در ایالات متحده روز زمین توسط بیشتر مردم در روز 22 آوریل جشن گرفته می شود،ولی روز زمین دیگری وجود دارد که تقریبا یک ماه زودتر آغاز شده و در در سطح بین المللی گرامی داشته می شود.
اولین بزرگداشت روز زمین، در 21 مارس 1970(اول فروردین 1349) یعنی روز اعتدال بهاری آن سال انجام شد. این روزنتیجه زایش مغزی جان مک کانل یک ناشر روزنامه و فعال اجتماعی پرنفوذ بود که در سال 1969 ایده یک روز تعطیل جهانی به نام روز زمین را در کنفرانس محیط زیست برگزار شده توسط یونسکو مطرح کرد.
او مراسم سالانه ای را پیشنهاد داد تا در آن به مردم زمین مسئولیت مشترک شان درباره پاسداشت محیط زیست را یادآوری کند. او روز اعتدال بهاری را انتخاب کرد چون روز نوشدن است.
درروز اعتدال بهار طول شب و روز در همه جای زمین برابر است. مک کانل معتقد بود روز زمین باید روزی باشد که مردم بتوانند اختلافات خود را کنار گداشته و نیاز مشترکشان به حفظ منابع زمین را به رسمیت بشناسند.
در 26فوریه 1197" یو تانت"، دبیرکل سازمان اعلامیه ای را امضا کرد که می گفت ملل گفت سازمان ملل سالانه روز زمین را در روز اعتدال بهاری جشن خواهدگرفت و درنتیجه به طور رسمی تاریخ مارس را به عنوان روز جهانی زمین تصدیق کرد.
" یو تانت" در بیانات خود در روز زمین در 21 مارس 1971 گفت،" امید است همچنان که سفینه زیبای زمین ما با محموله شکننده حیات سرزنده اش به چرخیدن و دورزدن در فضای بیروح ادامه می دهد،فقط روزهای زمین شاد و صلح آمیز در انتظار آن باشد". سازمان ملل هرسال درست در لحظه اعتدال بهاری با نواختن زنگ صلح درمقر فرماندهی اش در نیویورک روز زمین را بزرگ می دارد.
روز زمین در امریکا
در22 آوریل 1970 یک روز آموزش و عمل گرایی زیست محیطی را در سرتاسر آمریکا برگزار شد که روز زمین نامیده شد. این رویداد توسط گیلورد نلسون سناتور فعال زیست محیطی آمریکا از ایالت ویسکانسین سازماندهی شد. نلسون می خواست به دیگر سیاستمداران آمریکا نشان بدهد که حمایت عمومی گسترده ای برای یک دستورکار با محوریت موضوعات زیست محیطی وجود دارد.
نلسون از دفتر کار سنای خود شروع به سازماندهی مراسم کرد و دو کارمندش را به این کار گماشت، اما بزودی به فضا و افراد بیشتری نیازشد. جان گاردنر،موسس کامن کاوز دفتر خودش را در اختیار گذاشت. نلسون یکی از دانشجویان دانشگاه هاروارد به نام دنیس هیز را برای هماهنگی فعالیتهای روز زمین برگزید و یکی از دانشجویان داوطلب کالج را به کمک به او فرستاد.
مراسم به طور دیوانه واری موفقیت آمیز بود و جرقه روز زمین را در بسیاری از مدارس،دانشسراها و دانشگاهها و جوامع در سراسر ایلات متحده روشن کرد. در اکتبر 1993 در مقاله ای در مجله میراث آمریکایی اعلام داشت:" ... 22 آوریل 1970، روز زمین ... یکی از مثال زدنی ترین رویدادها در تاریخ دموکراسی ... 20میلیون انسان حمایت خود را نمایش دادند.... سیاست آمریکایی دیگر هرگز دوباره رویداد مشابهی را نخواهد دید."
در پی مراسم روز زمین که نلسون الهام بخش آن بود و در آن توده مردم حمایت خود از قانونگزاری زیست محیطی را نشان دادند،کنگره مانند قوانین حمایت از سرزمینهای بکر، قوانین زیست محیطی زیادی از جمله قانون هوای پاک،قانون آب پاک و قانون آب آشامیدنی سالم را تصویب کرد.آژانس حفاظت محیط زیست آمریکا سه سال پس از روز زمین 1970 ایجاد شد.
نلسون در 1995 به خاطر نقشش در بنیان نهادن روز هوای پاک،افزایش آگاهیهای همگانی زیست محیطی و ترویج اقدام زیست محیطی، مدال آزادی ریاست جمهوری را از پرزیدنت بیل کیلینتون دریافت کرد.
اهمیت کنونی روز زمین
مهم نیست شما روز زمین را کی جشن می گیرید. پیام آن درباره مسئولیت شخصی که همه ما درشعار "جهانی بیندیش،محلی عمل کن" در آن سهیم هستیم،هیچگاه به اندازه امروز بهنگام یا مهم نبوده است.
سیاره ما به دلیل گرم شدن جهانی،جمعیت بیش از حد و دیگر موضوعات بحرانی محیط زیست در خطر است. همه افراد روی کره زمین در این مسئولیت که برای حفظ منابع طبیعی محدود سیاره برای نسلهای بعد هرچه در توان دارند به کار برند،سهیمند.
۲۹ فروردین ۱۳۸۹
می خواهم بحث را شروع کنم و لی نمی دانم از کجا. موضوع،شکرافشانی های رئیس دولت است درباره افزایش جمعیت. مدتهاست که خواسته ام درباره جمعیت در این وبلاگ بنویسم ولی انجام نشده و بیشتر به دو دلیل؛ یکی آن که موضوعات روز پیش آمده و ناچار شده ام درباره آنها بنویسم و دیگر آن که بعد از سه دهه آزمون و خطای ملت و دولت، دیگر عامی ترین افراد جامعه هم متوجه مصائب افزایش جمعیت شده اند.اما،واقعیت این است که باوجود همه اینها به دلیل جایگاه و رتبه بارز افزایش جمعیت در ایجاد مشکلات زیست محیطی جهان- که بی اغراق،مهمترین مشکلات جهان را نیز به طور مستقیم یا غیرمستقیم در پی داشته است- باز مطالبی را در این زمینه آماده کرده بودم تا بتدریج روی وبلاگ بگذارم. حالا،ناچارم پیش از طرح آن مطالب که جنبه مقدماتی داشت،به موضوع پیش آمده بپردازم.
دو،سه سال پیش که دکتر ا. ن گفت جمعیت کشور باید تا 120میلیون افزایش پیدا کند خیلی ها مات و متحیر شده بودند که این بابا چه می گوید و آیا عقل درست و حسابی دارد یا نه. صداهای اعتراض بسرعت بلند شد و بعضی از مقامات از جمله از اعضای تیم او کوشیدند موضوع را ماست مالی و غائله را ختم کنند و البته خیلی زود هم ختم شد. اما همین کافی بود تا بعضی ها به عمق توجه رئیس جمهور وقت به مسایل محیط زیست و منابع طبیعی پی ببرند! حالا پس از گذشت چند سال او دوباره قضیه را مطرح کرد. اما چرا؟! آیا از درک اثرات مخرب،گسترده،دامنه دارو ریشه دار افزایش جمعیت بر حیات یک کشور عاجز است؟آیا کسی به او، او که بر مسند ریاست جمهوری کشوری با چندهزار سال سابقه تمدن و با بیش از یک میلیون کیلومترمربع مساحت و با بیش از 70میلیون نفر جمعیت تکیه زده، نگفته رابطه رشد جمعیت با مشکلات روز جهان چیست؟ آیا واقعا آنقدر کوته فکر است که فکر می کند هر کشوری می تواند بی توجه به تاثیرش از و بر کشورهای دیگر هرچه می خواهد جمعیتش را افزایش دهد؟آیا فکر می کند نظر همه متخصصان،کارشناسان،دانشگاهیان و حتی مدیران دولت خودش باد هواست و او حق دارد در یک لحظه دهانش را باز کند و با 2دقیقه سخنرانی سرنوشت جمعیت کشور در دوران ریاستش بر دولت و تا یک قرن بعد از آن را تغییر بدهد و همه تلاشها وهزینه های ملی و شخصی و انجام شده در کشور را به باد بدهد؟ نه. به نظر من نه،هرگز اینچنین نیست. به نظر من دکتر ا.ن در پس ظاهر ساده لوحش بسیار حساب شده و هدفمند عمل می کند. او می داند که حرف زدن برای او هیچ هزینه ای ندارد و هرچه بگوید و هرچه که بکند لازم نیست به کسی پاسخگو باشد. پـس، حرف مـی زند،وعده می دهد،و ....، بدون آن که بخواهد بابت پاسخگویی درباره پیامدهای آن نگرانی داشته باشد،ولی درعوض سیاستها و مقاصدش را پیش می برد. به نظر من غیر از مسایل شخصیتی او که در این دست کارها دخیل اند- و باید توسط اهل فن تحلیل شوند- سرگرم کردن مردم یکی اهداف مهمی است که در سالهای مسئولیتش- و شاید هم بی مسئولیتی اش- دنبـال کرده است. ببینید! در سال آخـر از دور اول ریــاستش- یعنی نزدیک انتخابات- تازه صداها بلند شد که در این 4 سال بیش از 270 میلیارد دلار پول نفت آمد و رفت و کشور تکان نخورد. حالا هم یارانه ها قرار است هدفمند شود و میلیاردها دلار از این راه نصیب دولت شود. خوب چه بهتر که من و امثال من بنشینیم و راجع به جمعیت- و مسایل مشابه که او هر روز برای مردم تدارک می بیند- یقه خودمان را جر بدهیم. البته شکی نیست که اینگونه افاضات اثرمخرب خود را هرچند هم که محدود، باقی خواهد گذاشت ولی برای کسی که همه چیز را ابزاری برای رسیدن به اهداف و مقاصدش می داند اینها مهم نخواهد بود. سخن آخر که این که از محمود ا.ن گله ای نیست چرا که اینجا کشورهای اروپایی نیست که رئیس جمهورهمه کاره باشد در اینجا انتظار می رود نهادهای کنترل کننده این آقا او را کنترل کنند و سرجای خودش بنشانند- مثل والدین یک بچه شیطان دریک مهمانی- البته اگر متعقد باشند که خطا می رود! درباره افزایش جمعیت باز هم گفتنی دارم.
۲۶ فروردین ۱۳۸۹
۲۴ فروردین ۱۳۸۹
روز 14 مارس،روز جهانی حفاظت از رودخانه ها در برابر سدسازی و مدیریت سازه ای است. سال گذشته برای دومین سال پی در پی این روز در ایران توسط دوستداران محیط زیست گرامی داشته شد.به همین مناسبت در اسفندماه سه همایش از سوی سازمان های مردم نهاد و دانشگاهیان برگزار شد:
همایش اول؛ همایش «رودخانه ها، سدها و زندگی» روز شنبه 22 اسفند ماه 1388 برابر با 13 مارس 2010 از ساعت 8 بامداد تا 12:30 درسالن مرکز رشد فناوری دانشگاه شهید بهشتی، تهران. با 4 سخنرانی و جلسه پرسش و پاسخ
همایش دوم؛همایش «سد، آری یا نه» روز یکشنبه 23 اسفند ماه 1388 برابر با 14 مارس 2010 از ساعت 8 بامداد تا 14 در دانشکده صنعت آب و برق دانشگاه شهید عباسپورتهران، با 3 سخنرانی و جلسه پرسش و پاسخ
وهمایش سوم؛همایش«بررسی تاثیر سدها بر رودخانه ها، بازپس گیری رودخانه ها و حقوق از دست رفته» در روز دوشنبه 24 اسفندماه 1388 برابربا 15 مارس 2010 از ساعت 16تا18، در تنکابن، پارک مادر، سالن ارشاد، با 4 سخنرانی و جلسه پرسش و پاسخ
از سال 1386 تا کنون بیش از 15 همایش در باره اثرات ناسازگار سدسازی در ایران برگزار شده است. امسال هم اولین همایش دراین زمینه قرار است در اواخر اردیبهشت در اصفهان برگزار شود.
۲۳ فروردین ۱۳۸۹
۲۱ فروردین ۱۳۸۹
۱۶ فروردین ۱۳۸۹
یک بار از مرحوم دکتر لطف الله هنرفر شنیدم که شاه عباس دستور داده بوده ارتفاع ساختمانها یی که در اصفهان ساخته می شود نباید بیشتر از ارتفاع بلندترین درختان باشد. انگیزه این دستور می تواند به دو شکل عمده تفسیر شود. یکی این که او که عالی قاپو را ساخته بود، نمی خواسته ساختمانی بلندتر از کاخ او در شهر وجود داشته باشد و دیگر این که می خواسته سیمای اصفهان قدیم -که برخی از شهرسازان آن را یک باغ شهر واقعی می دانند - چیزی باشد با پس زمینه سبز و تعدادی مناره و گنبد زیبا که از لابلای آن بیرون زده است. مفهوم ضمنی دیگری که در این دستور می توان یافت این است که در آن زمان برای ساخت ساختمانهای بلند محدودیت فنی و مالی وجود نداشته و نساختن آن آگاهانه و ارادی بوده است.
امروز اما، شاهدیم که ساختمانهایی بلند – و نه بلندمرتبه- در جای جای شهر ساخته می شود. هنوز بانگ رسوایی برج جهان نما که در جهان پیچیده به پایان نرسیده، مجموعه ساختمانی50 طبقه ای با نام نچسب سیتی سنتر اصفهان در جنوب اصفهان و در مقابل بهارستان دارد ساخته می شود. مثل بسیاری دیگر از پروژه های مسئله دار این مملکت در اینجا هم از سیاست " راه بنداز،جا بنداز" پیروی شده،یعنی اول ساخت و بعد چانه زنی و کانال زنی برای گرفتن موافقت دستگاههای دولتی. نقد این مجموعه بزرگ از دیدگاه شهرسازی،برنامه ریزی منطقه ای و توسعه پایدار مجالی دیگر می خواهد و کارشناسانی با تخصصهای مرتبط، اما در اینجا به چند مورد اشاره می کنم . نخست؛اصفهان از ابتدا شهر ظرافتها و درایتها بوده اما حالا پس از سالها که پیشگامان توسعه جدید-یعنی غربیها- بحث "کوچک زیباست" را مطرح کرده اند،مـا مانند تازه به دوران رسیدگان فریفتـه سوژه های بزرگ وعظیم و لوکس شده ایم .درواقع سبک معماری"اصفهان سیتی سنتر" هیچ سنخیتی با سبک معماری بومی و اصیل اصفهان ندارد. دوم؛ بنا به گفته خود سازندگان 650هزار مترمربع فقط زیربنای این مجموعه است. حساب کنید تراکم و ازدحامی را که این مجموعه در اصفهان و بویژه در بخش پراردحام جنوبی آن ایجاد خواهد کرد. سوم؛ فشار ترافیکی که این مجموعه به جاده مجاور آن یعنی به ابتدای جاده اصفهان –شیراز وارد می کند. خوبست بدانید که این محور تا یکی دو دهه پیش ترافیک اصفهان- شیراز،اصفهان- مبارکه،و اصفهان شهرضا را تحمل می کرد و بعدها ترافیک دو شهر بهارستان و سپاهان شهر هم به آن اضافه شد و تازه تردد صنایع بزرگی مثل پلی اکریل،مجتمع فولاد،شهرک صنعتی سه راه مبارکه و صنایع دفاع هم به طور کامل یا نسبی از این طریق انجام می شود.
پنجاه طبقه زدگی یکی از دردهای جدیدی است که دارد به جان اصفهان می افتد و اصفهان را ناپایدارتر و شکننده تر از قبل می کند.
۱۵ فروردین ۱۳۸۹
۱۴ فروردین ۱۳۸۹
۱۱ فروردین ۱۳۸۹
۰۲ فروردین ۱۳۸۹
قناتها یکی از شگفتیهای ایران باستان هستند که به برکت وجودشان آب و آبادانی در بیابانهای خشک این سرزمین جاری و توزیع یکنواخت تر آبادیهای و روستاها و شهرها در پهنه این مملکت امکان پذیر شد. اگرچه هر قنات در جای خود یک معجزه به حساب می آید اما بعضی از آنها به دلیل ویژگیهای منحصر به فردشان شاهکاری مضاعف هستند. قنات دو طبقه اردستان یکی از نمونه هاست. این قنات تا بخشی از مسیر یک قنات معمولی است و از آن به بعد قنات دیگری نیز به آن پیوسته و با اختلاف ارتفاع در همان مسیر جاری می شود و در پایان مسیر،این دو قنات از دو مظهربا فاصله نسبتا کم ازیکدیگ، بیرون می آیند. این تنها قنات دوطبقه در جهان است و پس از سالهای دراز هنوز آب باغها و زمینهای کشاورزی را تامین می کند. بد نیست اگر گذارتان به حوالی اردستان افتاد سری هم به این قنات بزنید.




پس از پایین رفتن از پله های قنات(تصویر سوم) به سطحی می رسیم که قنات رویی آنجا جاری است(تصویر چهارم) و در همانجا طبقه پایینی قنات مشخص است(تصویر پنجم) و سرانجام مظهر قنات در تصویر آخر دیده می شود.



