10 December 2009

سرطان
دوشنبه به یکی از دوستان می گفتم که در یک ماه اخیر دو مورد سرطان در دوستان وبستگان داشتیم. یکی منجر به فوت و یکی سرطان خون حاد که درحال درمان است. صبح روزبعد طی تماسی به من خبر درگذشت او را دادند. خیلی غیرمنتظره بود، درحالی که به دنبال مداوای قلبش بود متوجه سرطان خون شد. بیماری سریع پیش رفت و منجر به فوت شد. نکته قابل تامل این است که برادر این شخص در تمام طول جنگ در جبهه بود و همه جور بلایی را تجربه کرد. از موج انفجار گرفته تا ترکش و مصدومیت شدید شیمایی و با وجود همه اینها و همه عواقبی که به آن دچار شد هنوز دچار مشکلات شدید سلامتی نشده است. اماخود او که همه عمر خود را در اصفهان به سر برد از آلاینده های شیمیایی موجود در محیط اطرافش جان به در نبرد. بله،ما با خودمان کاری می کنیم که بمبهای شیمیایی صدام با ما نکرد. ما در این سالها و بعد از شعار خودکفایی در خیلی چیزها خودکفا شدیم ولی هیچوقت فکر نمی کردم که در دشمنی با خودمان هم خودکفا شویم.

07 December 2009

16 آذر
امروز 16 آذر روز دانشجو بود و همچنین روز آغاز کنفرانس کپنهاگ.دو مناسبت مهم که همزمان شدند و جالب آنکه در اکثرشبکه های خبری مهم جهان اخبار هردو این وقایع پوشش داده شد،ابتدا اخبار کپنهاگ و بعد اخبار ایران. ما در کشورمان از یکسو باید با مسئله جهانی تغییر اقلیم دست و پنجه نرم کنیم و از سوی دیگر با بحرانهای داخلی.
این یک بعد قضیه است و بعد مهم دیگر آنکه در حالی که نمایندگان 192کشور جهان در تلاش برای حل مسئله مشترک هستند،ما در کشورمان تیشه به دست گرفته ایم و به جان محیط زیست خودمان افتاده ایم. ماجرا از این قرار است:
برخلاف مصوبه شوراي شهر و طرح جامع تهران ، امروز دوشنبه 16 آذرماه هيئت دولت ممنوعيت احداث صنايع در محدوده 120 کيلومتري تهران را لغو و آن را به سازمانهاي مربوطه ابلاغ کر د. این ممنوعیت از 42 سال پیش و توسط تصمیم گیرانی که بسیار دورتر از نوک دماغ خود را می دیدند وضع شده بود و هدف آن پیشگیری از ایجاد کلاف سردرگمی به نام کلان شهر تهران بود. آنها تخصص داشتند و بنابراین پیش بینی تهران امروز که افزوده شدن هر نفر به آن مشکلی به این شهر و مشکلی به کشور اضافه و تحمیل می کند برایشان دشوار نبود.
امروز که تهران به دلیل بحرانهای اجتماعی،زیست محیطی و مهمتر از همه خطر زلزله از توسعه بیشتر بشدت منع شده است، شاهد حدود نیم قرن حرکت به عقب هستیم. اگرچه اما و اگرهایی به این مصوبه اضافه شده تا آن را توجیه کند ولی تجربه چند دهه ای ما از نحوه اجرای قوانین در کشور، عواقب خطرناک و پرهزینه این مصوبه را پیش چشم مان مجسم می کند.
جو بحران زده ای که پس از انتخابات در کشور حاکم است همراه با بحرانهای خارجی خودساخته ظاهرا به مذاق بعضی ها خیلی خوش آمده،آنهایی که با سو استفاده از جو موجود و در سکوت سنگین مطبوعات و سازمانهای غیردولتی مصوبه هایی وضع می کنند تا مشکلات خود،اطرافیان و دارودسته شان را حل کنند. بازنده این مصوبه مردم تهران و ایران هستند و برنده آن زمیندارانی که با این مصوبه ارزش افزوده زمینهایشان سر به فلک خواهد کشید و آنهایی که تحت عنوان طرحهای صنعتی "های تک" ، وامهای چند ده و چند صد میلیاردی می گیرند و- مانند دیگر یارانشان- با خودداری از بازپرداخت آن بانک مرکزی را به ورشکستگی می کشنانند. روشن است که این وضع زیاد نمی تواند دوام پیدا کند ولی واقعیت آن است که هرچه این اقدامات بیشتر شود ملت باید در آینده بهای سنگینتری برای عواقب آن بپردازد.
امروز یک واقعه دیگر در تقویم ثبت می شود.16 آذر روز دانشجو،16 آذر روز آغاز کنفرانس کپنهاگ و16 آذر روز لغو ممنوعیت استقرار صنایع در شعاع 120 کیلومتری تهران.

06 December 2009

نشست امید
فردا کنفرانس تغییر اقلیم سازمان ملل در کپنهاگ،پایتخت دانمارک برگزار خواهد شد. اگرچه این پانزدهمین کنفرانس جهانی تغییر اقلیم است ولی پس از نشست کیوتو این مهمترین نشست است چرا که قرار است سران و نمایندگان کشورهای شرکت کننده معاهده ای را درزمینه کاهش گازهای گلخانه ای خود تا سال 2020 امضا کنند. امیدهای زیادی به این نشست هست و همزمان زمزمه های ناامیدی نیز به گوش می رسد،زمزمه هایی که نگرانی ازعدم توافق شرکت کنندگان را بازتاب می دهند.
شرکت افرادی مانند نخست وزیران چین و هند و رئیس جمهور آمریکا در این نسشت حاکی از اهمیت آن است.آنچه مشخص است آن است که جهان درزمانی حساس و تعیین کننده قرارگرفته است.نتیجه این کنفرانس می تواند بر سلامت زمین،سلامت انسانها و سلامت همه زیستمندان زمین تاثیر بگذارد.بحرانی شدن نظامهای اجتماعی،اقتصادی وسیاسی جهان و وضعیت بسیاری از موضوعات مطرح دیگرجهانی از نتیجه این کنفرانس تاثیر خواهد پذیرفت.گرم شدن بیشتر زمین به معنای گرسنگی بیشتر،بیماری بیشتر،اقتصادهای بحران زده و فروپاشی شیرازه بوم شناختی کره زمین است. گرم شدن زمین بیش از هررویداد سیاسی و اقتصادی دیگری می تواند ما را بسوی انحطاط و نابودی بکشاند.
پانزدهمین کنفرانس تغییر اقلیم سازمان ملل از هفتم تا هفدهم دسامبر 2009(16 تا 27 آذر1388) برگزار خواهد شد و معیاری خواهد بود برای سنجش درک و شعورانسان بخرد(Homo sapiens ) .

02 December 2009

سه اثر
تاکنون کتابها و مقالات زیادی درباره محیط زیست،اکولوژی و توسعه خوانده ام ولی دو کتاب و یک فیلم هست که خواندن و دیدن آنها را به همه توصیه می کنم.
- کتاب"زیستن در محیط زیست" نوشته آرتور جی. میلر و ترجمه دکتر مجید مخدوم، انتشارات دانشگاه تهران ،که به دفعات تجدیدچاپ شده است.
- کتاب "طرح امید(آینده و محیط زیست)" نوشته لستر براون و ترجمه دکتر حمید طراوتی، انتشارات جهاد دانشگاهی دانشگاه مشهد،چاپ1387.
- فیلم "حقیقت ناگوار" ساخته ال گور.
در آینده، این آثار را دقیق تر معرفی خواهم کرد.


01 December 2009

ویروسهای کامپیوتری هم یکی از عوامل ضد توسعه در دنیای امروز هستند.

18 November 2009

دوچرخه سواری در پاریس
قرار دادن دوچرخه در اختیار شهروندان کاری است که در پاریس به صورت گسترده و جدی انجام می شود. نمی دانم این کار در شهرهای دیگر دنیا انجام شده است یا نه ولی می دانم که در پاریس این کار نمادین نیست و به شکلی انجام می شود که در کمک به حمل و نقل سالم و کاهش ترافیک موثر است. دوچرخه ها طراحی خاص دارند طوری که برای همه مناسب هستند و شکل منحصر به فرد دارند تا سرقت آنها ممکن نباشد. ایستگاهها در سطح شهر پراکنده اند و استفاده کننده می تواند در ابتدای مسیر خود دوچرخه را از یک ایستگاه بردارد و در پایان مسیر آن را در ایستگاه دیگری بگذارد. استفاده از دوچرخه ها نیازمند پرداخت پول است که این پول می تواند از راه تهیه یک کارت اعتباری یکساله انجام شود و یا به ازای هر ساعت استفاده پرداخت شود. روش دوم بیشتر توسط مسافران انجام می شود و نیم ساعت استفاده رایگان هم هدیه شهردار پاریس به استفاده کنندگان است. مطمئن نیستم ولی تا جایی که یادم هست هزینه یک سال استفاده 40 یورو است.
مطالب این نوشتار براساس گفته های چند شهروند پاریس است و ممکن است دقیق یا کاملا درست نباشد. بنابراین خوشحال می شوم درصورتی که شما اطلاعات دیگری دارید مطلب را کامل کنید.



یک ایستگاه دوچرخه در پاریس

دستگاه کارت خوان

13 November 2009

ایستگاههای دوچرخه
اواخر تابستان بود که دیدم شهرداری اصفهان ناپرهیزی کرد و کاری در جهت محیط زیست انجام داد.در اول و آخر چهارباغ عباسی (میدان انقلاب و میدان دروازه دولت) تعدادی دوچرخه گذاشته شده بود که ظاهرا به افراد کرایه داده می شد. یکی دوبار که به دکه مربوطه سر زدم کسی نبود که پاسخ بدهد ولی بعد شنیدم که دوچرخه ها در قبال گرفتن کارت شناسایی و بدون دریافت پول داده می شود. اگرچه دو ایستگاه دوچرخه نمی تواند تاثیری در حمل و نقل شهری بگذارد و یا آن را بسوی پایداری یا سبز شدن پیش ببرد اما بهرحال حرکت خوبی است. همین که در نظام "پول زده" شهرداری به چنین ایده هایی اجازه عملی شدن داده می شود جای شکرش باقی است. مثل نقطه نور کوچکی است که در تاریکی روشن می شود ولی بهرحال امید ایجاد می کند. خوب؛ این درواقع خبری بود با بیان احساسی. فعلا دو عکس هم داشته باشید تا نوشتار بعد که درباره منشا ایده و ضعف و قوتهای آن بگویم.

11 November 2009

آقای ابولحسنی همسر مه لقا ملاح، یکی دیگر از جمع انسانهای نازنینی که می شناختم این جهان را بدرود گفت. به همسرش و به همه آنهایی که فرصتی برای درک صفای این مرد داشتند تسلیت می گویم.
مطلب بیشتر را در مرد سبز اندیش ایران به ابدیت پیوست بخوانید.

06 November 2009

اصفهانی ها و کسانی که به این شهر می آیند سه هفته فرصت دارند تا این رودخانه را با آب ببینند و بعد ...؟!

02 November 2009

به نظر من این تصویر نمادی است از روند توسعه اصفهان در سه دهه اخیر

I think this image is a symbol of the trend of Isfahan's development in the past three decades

25 October 2009

اصفهانی ها را فروختند
حاج رسولیها رئیس شورای شهر اصفهان یکی دیگرسخنرانان همایش زاینده رود بود که با ادیباتی شبیه به بعضی روزنامه ها و گروههای افراطی کسانی که برداشت آب در چهارمحال و انتقال آب به یزد و ... مطرح می کنند را افرادی مغرض خواند(متاسفانه جمله را درست به خاطر ندارم ولی مفهومش همین بود) و گفت ما فقط باید احداث تونل بهشت آباد را پیگیری کنیم چرا که با این کار آب کافی برای نه تنها برای اصفهان که برای استانهای دیگری که آب به آنجا می رود – یزد و مرکزی- هم تامین خواهد شد. قبل از ادامه مطلب اجازه دهید درباره توسعه پالایشگاه اصفهان بگویم.
اصفهان شهری است که در 50 سال اخیر و بویژه بعد از جنگ زیر بار توسعه صنایع بی قاعده ریز و درشت کمر خم کرد. عده ای در قبل از انقلاب با پیش بینی و آینده نگری این وضعیت قانون ممنوعیت استقرار صنایع در شعاع پنجاه کیلومتری اصفهان را مطرح کردند که مشابه آن هم برای شعاع 120 کیلومتری تهران تصویب شد.فرار از این قانون در اصفهان از اول انقلاب با طرح استثنائاتی درباره نوع صنایع برای آن آغاز شد و بتدریج با افزودن تعدادی شهرک صنعتی به این استثنائات ادامه پیدا کرد.امروز پیکر نیمه جانی از این قانون باقی مانده است ولی باز هم از سوی محیط زیست استان تلاش زیادی صورت می گیرد که جلوی توسعه صنایع بیشتر در این محدوده گرفته شود. در همین حال صنایع بزرگ و پرمسئله ای مانند ذوب آهن و فولاد با عناوینی مثل بهینه سازی در این محدوده توسعه پیدا کردند و مسئولان مربوطه هم چشم خود را بر این تخلف قانونی بستند. از سال گذشته صحبت بهینه سازی پالایشگاه اصفهان بر سر زبانها افتاد که کلاه شرعی دیگری بود برای توسعه این پالایشگاه و طبق شنیده ها میزان این توسعه دو برابر ظرفیت پالایشگاه موجود است(یعنی سه پالایشگاه در آینده) این اقدام در زیرگوش اصفهان، درست در جهت باد غالب به سمت اصفهان و درحالی صورت می گیرد که هم اکنون شکایتهای زیادی از آلودگی پالایشگاه وجود دارد. دربرابر این تخلف اداره کل حفاظت محیط زیست،مرکز بهداشت استان و شهرداری اصفهان موضع گیری و با آن مخالفت کردند. شهرداری اصفهان هم علیه پالایشگاه- شاید هم وزارت نفت- شکایت کرد.حالا ادامه ماجرا:
در همایش زاینده رود حاج رسولیها گفت مسئولان اعلام کردند که ساخت پالایشگاه در محل دیگر به غیر از این دو هزار میلیارد تومان برای دولت هزینه دربردارد و بنابراین باید در همین محل ساخته شود و ما هم به آنها گفتیم شما پانصد میلیارد تومان از این پول را برای اجرای پروژه بهشت آباد و خرید 2 دستگاه تی بی ام کمک کنید تا ما از شکایت مان صرف نظر کنیم و آنها هم قبول کردند!
بخت اصفهانیهای شهره به زرنگی را ببینید! شورای شهر و شهرداری که باید دغدغه سلامت و آسایش مردم را داشته باشند در ازای پانصد میلیارد تومان با ساخت پالایشگاه جدید موافقت می کنند.جالب آنکه پروژه بهشت آباد قرار است به استانهای دیگر هم آبرسانی کند و خود پالایشگاه جدید هم بیشتر از همه به آب نیاز دارد و تامین اعتبار این پروژه ملی به هیچوجه به عهده استان اصفهان و مردم اصفهان نیست، ولی شورای شهر و شهرداری اصفهان با وجودی که چندین سال است که موضوع رکورد سرطان و ام اس در اصفهان اعلام شده،سلامت مردم را می فروشند. می دانید چند؟! طبق آخرین آمار شهر اصفهان بیش از دو میلیون جمعیت دارد که اگر پانصد میلیارد تومان را بر این تعداد تقسیم کنیم و تازه به شرطی که سایر هزینه های توسعه بیرویه مثل هزینه های اجتماعی،ترافیک، فشار بر منابع بحران زده آب و ... را به حساب نیاوریم خواهیم دید که جان هر شهروند اصفهانی برای مسئولان شهری 250هزار تومان ارزش دارد.فقط 250هزار تومان.
حدود 10 سال پیش،بعد از بحثی که بین فعالان محیط زیست و اعضای اولین شورای اسلامی شهر اصفهان درگرفت مقاله ای توسط یکی از آن فعالان منتشر شد با عنوان:" اصفهان را ارزان نفروشیم" و امروز ببینید که نه تنها به اصفهان که به اصفهانیها هم چوب حراج زده اند.

21 October 2009

ادامه گزارش -۲
دکتر بصیری سخنران بعدی همایش بود. وی ابتدا بی توجهی به ظرفیت برد محیط و بی توجهی به حقوق قانونی و شرعی بهره برداری را به عنوان دلایل اصلی بحران آب زاینده رود معرفی کرد و سپس با استناد به آمارو ارقام، وضعیت کم آبی در استان اصفهان را تشریح و با کشور مقایسه کرد. در ادامه نیز فهرست جامعی از عوامل ایجاد بحران کنونی را ارایه و مهمترین اقدامات لازم برای مقابله با بحران را برشمرد.این سخنرانی جامعترین سخنرانی همایش بود و به نظر من به همین دلیل هم کم تاثیرترین آنها! چرا که در کشور برنامه گریز ما با سیاستهای مقطعی و شتابزده، اگر کسی برای مقابله با بی آبی زاینده رود پیشنهاد بدهد که مثلا بیایید آب شیرین کن در خلیج فارس بگذاریم و آب را شیرین کنیم و بعد بدهیم به مسافرانی که از جنوب به اصفهان می آیند تا در زاینده رود بریزند،با اقبال بیشتری مواجه می شود تا وقتی که بگوییم مدیریت تقاضا را با توجه به ظرفیت برد محیط، ارزش افزوده اقتصادی و پایداری توسعه در سرلوحه برنامه ها بگذاریم.
سخنران بعدی نماینده اصفهان در مجلس بود. او بیشتر به پروژه های اجرا شده،در دست اجرا و تصویب شده برای انتقال آب به زاینده رود پرداخت و البته درباره نیازهای بالای آبی صنایعی که در آینده قرار است در استان اصفهان توسعه پیدا کند و احداث شود هم صحبت کرد. تاکید بر انتقال آب از بهشت آباد به زاینده رود که قرار است آب چهار استان را تامین کند و توضیح درباره اعتبارات آن بخش دیگر سخنرانی آقای فولادگر بود. یک بخش دیگر از صحبتهای این نماینده مجلس درباره طرح چرخش آب در زاینده رود در محدوده اصفهان در زمان کم آبی بود تا مردم زاینده رود را خشک نبینند واین درست مطابق با همان چیزی است که در یکی از نوشتارهای قبلی با عنوان تزویر زیست محیطی از آن نام بردم،منتهی این بار کاملا علنی و بی پرده. متاسفانه افسار برنامه های کشور به دست کسانی است که بین رودخانه به عنوان یک اکوسیستم و حوض خانه شان تفاوتی قائل نیستند!
... ادامه دارد.

17 October 2009

ادامه گزارش-۱
رئیس اتاق بازرگانی اصفهان اولین سخنران بود.دید او بیشتر معطوف به نقش اقتصادی زاینده رود در استان اصفهان بود. نکته جدیدی در این سخنرانی نبود ولی دو تاکید مهم در آن بود، یکی آنکه خشکی زاینده رود مسئله ای ملی است و نه استانی و نکته دیگر آنکه به ضرورت جلوگیری از تبدیل خشکی این رود به یک موضوع عادی برای مردم اصفهان اشاره کرد.
سخنران بعدی امام جمعه اصفهان و نماینده ولی فقیه در استان بود. او گفت: مهمترین مساله استان اصفهان کمبود آب زاینده رود برای بخشهای مختلف است و در بخش دیگری از سخنرانی خود گفت: به کشاورزی كه حق آب ندارد نباید آب داد زیرا چرخه کشاورزی چندین صدسال این استان در اثر این دست و دلبازیها بر هم خواهد خورد و در بخشی دیگر گفت: ما افتخار می کنیم که از زاینده رود به همه جای کشور آب برده شود ولی ابتدا باید آب کشاورزان و کسانی که حق آبه از زاینده رود دارند ، تامین شود سپس به نقاط دیگر آب ارسال گردد. که البته من هرچه فکر کردم نفهمیدم رودی که آب کم دارد و نباید به کشاورزان بدون حقابه دار آب بدهد چطور باید به همه نقاط کشور آب بدهد و این چه افتخاری برای ما خواهد بود؟! و بالاخره او در مهمترین بخش سخنرانی خود ضمن شکایت از هدر رفت آب در مسیر انتقال از تونلها گفت(با پوزش، در این قسمت ممکن است بیشتر مفهوم را بازگو کنم چون جملات را یادداشت نکردم) مقدار زیادی از آب را هدر می دهیم .آب را پشت سد می بریم و از زاینده رود منتقل می کنیم و آب در شن فرو می رود.بعد ایشان پیشنهاد داد مسئولان داخل رودخانه مجرایی حفر کنند و کف آن را با غلتک بکوبند تا از فرو رفتن آب به بستر رودخانه جلوگیری شود و بعد درحالی که احتمالا متوجه سنگینی جو سالن همایش شده بود گفت بعضی ها می گویند آب باید به زمینهای اطراف نفوذ کند تا چاههای کشاورزان خشک نشود،ما که نگفتیم کف رودخانه را آسفالت کنند! و بالاخره ایشان گفت باید طرحهای آبرسانی اجرا شود و جلوی هدررفتن آن گرفته شود تا آب به جاهای دیگر و اردستان ما هم برسد.
... ادامه دارد.

15 October 2009

گزارش دومین همایش زاینده رود
این همایش هم برگزار شد باهشت یا نه سخنران،چون اول همایش نبودم مطمئن نیستم. یک سخنران دانشگاهی،یک نماینده مجلس،رئیس شورای شهر،امام جمعه،نماینده کشاورزان، رئیس اتاق بازرگانی اصفهان،معاون عمرانی اسبق استانداری اصفهان و یک نفردر ارتباط با امور کشاورزی ازاتاق بازرگانی. در این همایش متوجه مطالب جالبی شدم،توجه کنید جالب و نه امیدوارکننده. در نوشتارهای بعدی بتدریج بخشهایی از مطالب عنوان شده در همایش را بازگو می کنم.

09 October 2009

همایش دیگری برای زاینده رود
ظاهرا دومین همایش در ارتباط با زاینده رود قرار است ساعت چهار بعد از ظهر روز شنبه هیجدهم مهر ماه در محل اتاق بازرگانی اصفهان تشکیل شود. متاسفانه اطلاع رسانی این همایش خوب نبود.

گرامی باد
با وضع موجود روز زاینده رود را نمی توان شادباش گفت ولی بی تفاوت هم نمی توان بود.پس بهتر است بگوییم 18 مهر ماه، روز زاینده رود را گرامی می داریم و البته گرامیداشت نباید فقط در حرف باشد بلکه باید در عمل و با تلاش برای زنده سازی آن و پایدار کردن جریان آن همراه باشد. با هدف یادآوری تلاشهایی که سالهای پیش در راستای این هدف انجام شد تصویر پوستر چاپ شده در سال 1383 را تقدیم می کنم.


05 October 2009

روز زاینده رود

پنج سال پیش سازمانهای غیردولتی زیست محیطی سه استان از جمله استانهای اصفهان،چهارمحال و بختیاری که رودخانه زاینده رود از آنها می گذرد با انتشار بیانیه ای روز هیجدهم مهرماه را روز زاینده رود اعلام کردند. اقدامی مشترک،هماهنگ، بجا، به هنگام و مترقی که نشان می داد غیردولتی ها را اگر به حال خود بگذارند و بستری برایشان فراهم باشد، برخلاف دولتی ها نیازها و راه حلها را بموقع تشخیص می دهند و بموقع هم عمل می کنند. شعار این روز این بود: "زاینده رود را زنده می خواهیم؛زاینده رود را همیشه می خواهیم؛زاینده رود را کامل می خواهیم".

متن بیانیه را درادامه ببینید.

بیانیه شبکه سازمانهای غیردولتی زیست محیطی منطقه مرکزی به مناسبت روز زاینده رود

زاینده رود، رودی است سزاوار ستایش ؛ موهبتی است ارزانی شده به اقلیم خشک مرکز ایران؛ بسترساز تمدن و فرهنگ ؛ به وجود آورنده چشم اندازهای طبیعی و روحبخش ؛مایه الهام اهل فرهنگ و هنر و حمایت کننده فعالیتهای کشاورزی و صنعتی و اقتصادی.
زاینده رود تنها جریان دائمی آب و مهمترین و تامین کننده آب شیرین در مرکز ایران و متعادل کننده توسعه و توزیع جمعیت در این سرزمین است.
زاینده رود نه تنها در فلات مرکزی ایران ، که در ارکان تاریخ ، تمدن و فرهنگ این سرزمین جاری است.
این جاری حیات بخش ، امروزه عرصه تاخت و تاز بی مهری ها و نادانی هاست .در معرض بهره کشی ها و آلودگی و قربانی سودجویی ها و کوتاه نگری هاست.
ولی زاینده رود، عزیزو گرامی و شایسته قدردانی و حق شناسی است . سازمانهای غیردولتی زیست محیطی منطقه مرکز ی ایران (شامل استانهای چهارمحال بختیاری،اصفهان و مرکزی) به منظور انجام این مهم و در ادامه گامهای کوچکی همانند « همایش اصفهان و توسعه با موضوع زاینده رود» و « مراسم نکوداشت زاینده رود» که در راستای بیان اهمیت زاینده رود و پاسداشت این شریان حیات بخش در سالهای اخیر برداشته شده است ، با هدف استمرار و عمومیت بخشیدن به این حرکت ، روز18مهر ماه را به نام «زاینده رود» نامگذاری نموده و از همه هموطنان بویژه دوستداران محیط زیست می خواهند تا در این روزبه نحو شایسته در گرامیداشت آن بکوشند. باشد که از این رهگذر همنوا شده و سپاسگزار این سر چشمه حیات باشیم.


مرداد 1383
در تکمیل عکس قبلی تصویر ماهواره ای محل عکسبرداری را ببنید.علامت + قرمز رنگ محل تابلو و علامت+ آبی رنگ محل ایستگاه پمپاژ است که در عکس قبلی نبود.
منبع تصویر:Google maps



30 September 2009


به چه قیمت؟



انتقال آب از زاینده رود به شهرهای ... به چه قیمتی؟!

منبع عکس دوم: کوب

25 September 2009

خشکی زاینده رود
به نظر من ریختن قبح خشکی زاینده رود خطرناکترین جنبه آن است. دفعه پیش که زاینده رود خشکید (درواقع آن را خشکاندند) برای همه و حتی افراد سالخورده این یک موضوع بی سابقه بود. این بار نوجوانان هم خشکی این رود را می توانند به یاد بیاورند. حالا می توانیم این نگرانی بجا را داشته باشیم که با یکی دوبار دیگر خشکاندن زاینده رود این فکر به مردم القا شود که خشکی زاینده رود موضوعی عادی و طبیعی است. نتیجه گیری مستقیم این امر می تواند این باشد که برای موضوع طبیعی دیگر نیازی به نگرانی و چاره اندیشی نیست! این اتفاقی است که در دو سه دهه اخیر برای بسیاری از موضوعات زیست محیطی دیگر مثل آلودگی هوای تهران و اصفهان، تخریب مراتع،جنگل زدایی و پیشرفت بیابان رخ داده است.
خواستم برخلاف نوشته پیشین، این بار جنبه منفی و به عبارتی مهمترین تهدید موجود در خشکی زاینده رود را یادآوری کنم.

20 September 2009

تزویر زیست محیطی
فرهنگ ریا و تزویرکه ریشه های تاریخی درکشور ما دارد و بازتاب گسترده آن را در ادبیات کلاسیک - و به طور روشن در شعر حافظ - می توان دید،در همه جنبه های حیات فردی واجتماعی ما رسوخ کرده است و محیط زیست هم یکی از این جنبه هاست. چندین سال پیش که با سر و صدای زیاد قرار شد تولید پیکان متوقف شود،دیدیم که پژوآردی به صحنه آمد که همان موتور پیکان بود در اتاق پژو و به دلیل وزن زیاد اتاق و بدنه آن ترکیبی بدتر از پیکان بود. از طرف دیگر تولید وانت پیکان با همان موتور وبا همان مصرف سوخت بالا ادامه پیدا کرد و هنوز هم ادامه دارد. بنابراین همچنان که حافظ می گوید "خواجه در زیر خرقه قدح تا به کی کشی" تولید پیکان هم به زیر خرقه رفت!
نمونه دیگر این تزویر زیست محیطی وانمود کردن به آب داشتن زاینده رود بود. زاینده رود قبل از این که در اصفهان کاملا خشک شود، بی آب شده بود و کمتر کسی به این موضوع توجه می کرد.در حالی که در شهر اصفهان احداث چند آب بند بر روی رودخانه باعث شده بود همیشه اصفهان پرآب به نظر برسد،ولی در عمل در بسیاری از مواقع آب بسیارکمی در رودخانه جریان داشت و رودخانه به یک مانداب تبدیل شده بود.کافی بود رودخانه را از شرق اصفهان و موقع خروج از شهر دنبال کنیم ویا حتی از روی پل قدیربه آن نگاه کنیم تا ببینیم که آب در آن جریان ندارد و این موضوع بخصوص در زمانی که قرار نبود کشاورزان پایین دست اصفهان مزارع شان را آبیاری کنند کاملا مشخص بود.در این زمان آنچه در قسمت پایین دست زاینده رود جاری بود عبارت بود از جریان پساب و گاه فاضلاب خروجی از تصفیه خانه اصفهان که بتدریج فاضلاب بهارستان و بعد هم مقداری زهابهای کشاورزی به آن وارد می شد.
مانند این موارد کم نیست،اما این مورد خاص را به این دلیل عنوان کردم که بگویم خشکی رودخانه باوجود همه بدیها یک مزیت بزرگ هم داشت و آن آشکار شدن دردی بود که همیشه با تظاهر پنهان می ماند و نه تنها کسی به دنبال درمان آن نبود که با احداث و توسعه صنایع متکی به آب زاینده رود و یا انتقال آب به مناطقی که هیچ حقی از آب آن نداشتند،نمک به زخم این رود می پاشیدند. بنابراین خشک شدن زاینده رود در شهر اصفهان آن هم برای دومین بار دردهای دل زاینده رود و حوضه آبریز آن را بیرون ریخت.
Free counter and web stats